منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٢
سرنوشت اين منطقه آگاه نيست، اين عمل را شر مطلق تلقى مى كند، ولى اگر اين فرد از سرانجام اين عمل آگاه باشد و بداند كه اين تخريب، مقدمه آماده كردن زمين براى ساختن يك بيمارستان عظيم براى محرومان و مصدومان است، در اين صورت از داورى عجولانه خود نادم گشته و آن را «خير» توصيف مى كند.
مَثَل انسانهايى كه از يك ديدگاه محدود به حوادث جهان مى نگرند مثل خفاشى است كه نور خورشيد را يك پديده شر تلقى كرده، ديدگان خود را مى بندد، در حالى كه ملياردها موجود زنده از اين نور بهره گرفته و به حيات خود ادامه مى دهند.
پديده هاى جهان يك رشته حوادث به هم پيوسته است كه از روزگار ديرين آغاز شده و تا آينده اى نامعلوم امتداد دارد، و همه اين سلسله، به صورت علت و معلول پيش مى روند، بسيار دور از واقع بينى است كه حلقه اى از اين حلقات را جدا از گذشته و آينده مورد مطالعه قرار دهيم و درباره خير يا شر بودن آن داورى كنيم.
فرض كنيد باد تندى مىوزد، شاخه هاى درختان را مى شكند، و خانه هاى ناپايدارى را ويران مى سازد، ساكنان ساحل، اين باد تند را شر تلقى مى كنند، در حالى كه چه بسا اين باد شديد خيرات فراوانى را در برداشته باشد، ما نند تلقيح گياهان، به حركت آوردن ابرها به سوى مزارع و كشتزارها، از بين بردن هواى آلوده در محيط زندگى انسانها، و فوايد ديگرى كه ممكن است به دنبال داشته باشد.
در اين جا است كه ما از راز گفتار خدا به خوبى آگاه مى شويم كه درباره دانش انسان مى فرمايد:
(وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ العِلْمِ إِلاّ قَلِيلاً).(اسراء/٨٥)