منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٥
المتين، الولىّ، الحميد، المحصى، المبدئ، المعيد، المميت، الحى، القيوم، الواجد، الماجد، الواحد، الصمد، القادر، المقتدر، المقدم، المؤخر، الأوّل، الآخر، الظاهر، الباطن، الوالى، المتعالى، البر، التواب، المنتقم، العفو، الرؤوف،مالك الملك، ذو الجلال والإكرام، المقسط، الجامع، الغنى، المغنى، المانع، الضار، النافع، النور، الهادى، البديع، الباقى، الوارث، الرشيد، المصور».[١]
ما نخست اسماى خدا را كه در قرآن وارد شده، يادآور مى شويم و اگر خدا توفيق داد،در جاى ديگر به تفسير اسامى كه در احاديث اهل بيت (عليهم السلام)وارد شده است، مى پردازيم; شايد به خاطر اين عمل حسن عاقبت پيدا كرده، وارد بهشت شويم.
اين ها يك رشته بحثهاى مقدماتى بود كه انجام گرفت، اكنون به بحث اصلى كه تفسير اين اسما است، مى پردازيم و در بحث خود بر دو چيز تكيه مى كنيم:
١. معنى اسم را از نظر لغوى ريشه يابى كرده و بر كتابهاى لغت مورد وثوق اعتماد مى كنيم.
٢. برخى از اسما را بر برخى ديگر عرضه كرده و از اين طريق مفاد آن را به دست مى آوريم، و نيز از قرائن موجود در كنار اين اسما بهره مى گيريم.
٣. در تفسير اسما از ترتيب الفبايى كمك مى گيريم و تفسير اسمايى را كه با الف آغاز شده را بر ساير اسما مقدم مى داريم.
[١] صحيح ترمذى، ج٥، باب الدعوات، ص ٥٣٠، ح٥٠٧.