منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٧
گرفته است و احياناً با اسمايى مانند:«حكيم»، «بصير»، «عليم» و «لطيف» همراه مى باشد. چنانكه مى فرمايد:
١. (وَ هُوَ القاهِرُ فَوقَ عِبادِهِ وَ هوَ الحَكِيمُ الخَبير).(انعام/١٨)
«او بر بندگانش مسلّط و او فرزانه و آگاه است».
٢. (...وَ لكِنْ يُنزِّل بِقَدَر ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبيرٌ بَصيرٌ).(شورى/٢٧)
«لكن به اندازه اى كه بخواهد، روزى مى دهد، زيرا او بر بندگان خود آگاه و بينا است».
٣. (...إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ خَبيرٌ).(حجرات/١٣)
«گرامى ترين شماها نزد خدا پرهيزگارترين شما است، خدا دانا و آگاه است».
٤.(لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُوَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصار وَهُوَ اللَّطِيفُ الخَبِير).(انعام/١٠٣)
«ديده ها او را درك نمى كند، و او ديدگان را درك مى كند، او ناديده و دانا است».
اكنون بايد ديد معنى «خبير» چيست؟
از اين كه قرآن اين اسم را با اسمايى مانند «حكيم»، «بصير»، «عليم»و «لطيف» به كار برده است مى توان در سايه وجود ارتباط ميان آن دو،معنى آن را به دست آورد و آن اين كه، مفاد آن، آگاهى و دانايى است.
اهل لغت هرچند آن را با علم و دانايى مساوى مى گيرند، مثلاً ابن فارس مى گويد:«خبير» دو معنى دارد كه يكى از آنها علم و آگاهى است، و اگر به خدا «خبير» مى گوييم براى اين است كه از همه چيز آگاه است.
مرحوم صدوق نيز آن را به معنى «علم» گرفته است.
امّا مى توان گفت: خبير، مطلق دانا نيست، بلكه دانايى است كه از عمق موضوع آگاه باشد، و لذا «راغب» نقل مى كند كه برخى گفته اند:«خبير از خبرت گرفته شده و آن شناسايى درون موضوع است» و به اصطلاح ما، از