منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٦
ما خدا را حى و زنده مى دانيم، ولى مأمور به تحقيق در معنى واقعى آن نيستيم. اين گروه عقل و خرد را در باب معارف تعطيل كرده، تنها به ظواهر اكتفا مى كنند; در حالى كه قرآن ما را به تدبر و انديشيدن در مفاهيم و معارف دعوت مى كند، از اين جهت تا آن جا كه امكان دارد بايد درهاى معارف به روى بشر باز باشد و خرد با چراغ الهى تاريكى ها را روشن سازد.
آنچه مى توان در اين مورد گفت اين است كه دانشمندان طبيعى كه موضوع بحث آنها موجود مادى است، براى حيات چهار ويژگى بيان كرده اند:
١. جذب و دفع.
٢. نمو و رشد.
٣. تولد و تناسل.
٤. كنش و واكنش.
و گاهى از چهارمى به عمل و عكس العمل تعبير مى كنند.
ولى پيدا است اين چهار ويژگى بيانگر واقعيت حيات نيست، بلكه بيانگر آثار حيات در بخشى از موجودات طبيعى است.
گذشته از اين، اين گروه به خاطر اين كه همه موجودات زنده را از نبات تا انسان تحت تعريف واحدى بياورند، به اين چهار ويژگى اكتفا ورزيده تا هر سه صنف تحت اين تعريف قرار گيرند.
در حالى كه در بخشى از موجودات زنده، ويژگى هاى بارزتر از اين چهار اثر وجود دارد. مانند حس و شعور كه از ويژگى هاى حيوان است، و يا تفكر و تعقل كه از ويژگى هاى انسان به شمار مى آيد، ولى در عين حال حس و شعور و يا تفكر و تعقل، واقعيت حيات نيست، بلكه از آثار آن است و شايد بتوان گفت شناخت واقعى حيات براى انسان ممكن نيست، آنچه كه