منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٢
و شگفت اين است كه براى انسان گنهكار سه اسم معادل اسم غفار، از ماده ظلم يا معادل آن به كار رفته است:
١. ظالم:(... فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ...)(فاطر/٣٢): «برخى از آنان بر خويش ستمگرند».
٢. ظَلُوم: (...إِنَّهُ كان ظَلُوماً جَهُولاً)(احزاب/٧٢): «او ستم پيشه و نادان است».
٣. ظلاّم:(...يا عِبادِىَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ...)(زمر/٥٣):«اى بندگان من كه در حق خود اسراف كرده ايد از رحمت خدا مأيوس نباشيد»،و اسراف بر نفس در حقيقت عبارت ديگرى از «ظلام» است.
با توجه به سه اسمى كه خدا و انسان در قرآن دارند مى توان چنين گفت: خدا مى خواهد برساند كه بنده من، تو در اثر گناه سه اسم دارى، و من هم از آن جهت كه مبدء رحمت و مغفرت هستم سه اسم دارم:
اگر تو ظالمى من غافرم.
اگر تو ظلومى من غفورم.
و اگر تو ظلاّمى من غفّارم.[١]
درگذشته در معناى «غفر» سخن گفتيم ويادآور شديم كه معنى لغوى آن ستر و پوشاندن است. تو گويى خدا گناهان بنده را مى پوشاند.و ا گر هم به كلاهخُود «مِغْفَر» مى گويند چون سر را پوشانده و از آسيب حفظ مى كند.
وتفاوت «غفور» با «عفو» به هنگام بحث از اسم «عفو» بيان گرديد.
[١] رازى، لوامع البينات، ص ٢١٢.