منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧١
«خدا مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده و هرگز مرا گردنكش و بدبخت قرار نداده است».
و در باره قوم عاد مى فرمايد:
(...وَ عَصَوا رُسلهُوَ اتَّبَعُوا أَمْر كلّ جَبّار عَنيد).(هود/٥٩)
«قوم عاد پيامبران خدا را نافرمانى كردند و از فرمان هر سركشِ حق ناپذير، پيروى كردند».
بنابر اين به حكم اين كه «جبار» در اين موارد با شقاوت و عصيان و عناد همراه گرديده، مى توان گفت كه مقصود از جبار انسانى است كه مردم را به زور به جنگ و نبرد يا بهرهورى وادار مى سازد. در حالى كه اين جبر حق خدا است و هيچ كس از افراد بشر چنين حقى را دارا نيست.
خلاصه اين كه جباريت به معنى واحد آن، وادار كردن ديگرى بر يك عمل، از خدا پسنديده است; زيرا داراى چنين حق است، درحالى كه از غير خدا زشت است، چون فاقد آن است; نتيجه اين مى شود كه جبار يك معنا بيش ندارد و آن الزام ديگران بر انجام عمل است كه كنايه از «اقتدار و نفوذ اراده او در جهان خواهد بود».
اسم بيست و پنجم: الجامع
لفظ «جامع» در قرآن در سه مورد آمده و در دو مورد وصف خدا قرار گرفته است، چنان كه مى فرمايد:
(رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النّاسِ لِيَوم لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللّهَ لا يُخْلِفُ المِيعاد). (آل عمران/٩)
«پروردگارا! تو گرد آورنده مردم در روزى هستى كه در آن شك نيست، خدا خلف وعده نمى كند».
(...إِنَّ اللّهَ جامِعُ المُنافِقِينَ وَ الكافِرينَ فِى جَهَنَّمَ جَمِيعاً).(نساء/١٤٠)