منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٨
اشاعره براى اثبات كلام نفسى دلايلى دارند كه ما به طور مبسوط در كتاب الهيات (ص ١٩٧ـ٢٠٤) و دربحثهاى ملل و نحل (٢٦٠ و ٢٧١ـ٢٧٨) پيرامون آنها سخن گفته ايم و نيازى به تكرار آنها نيست.
كلام خدا حادث است
با اعتقاد به اين كه كلام فعل خدا است، قهراً حدوث آن نيز ثابت خواهد شد; ولى چيزى كه هست بايد از توصيف كلام خدا به مخلوق بودن خوددارى كنيم و به جاى آن محدث بگوييم. زيرا چه بسا لفظ مخلوق به معنى مصنوع و ساخته بشرى تفسير شود، چنان كه خدا از مشركان نقل مى كند كه مى گفتند:
(إِنْ هذا إِلاّ قَولُ البَشَر). (مدثر/٢٥).
«قرآن جز كلام بشر نيست».
از اين جهت وقتى سليمان بن جعفر از امام هفتم (عليه السلام) سؤال مى كند كه آيا قرآن مخلوق است يا غير مخلوق؟ امام مى فرمايد: «من هيچ كدام را نمى گويم، من مى گويم قرآن كلام خدا است».[١]
امام هشتم(عليه السلام) به هنگام سؤال در باره قرآن مى فرمايد:« كلام اللّه لا تتجاوزه ولا تطلبوا الهدى فى غيره فتضلوا».[٢]
«قرآن كلام خدا است، از اين تعبير پا فراتر ننهيد و هدايت را در غير قرآن طلب نكنيد تا گمراه نشويد».
اين دو روايت نشان مى دهد كه پيشوايان ما از اظهار نظر صريح خوددارى مى كردند و مصلحت را در اين مى ديدند كه با توصيف قرآن، كه كلام خدا است به هر نوع پرسش خاتمه دهند. ولى در مواردى ديگر كه جوّ آماده
[١] صدوق، توحيد، ص ٢٢٤، حديث ٥. [٢] مدرك قبل، ص ٢٢٣، حديث ٢.