منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٧
روزى «قوت» مى گويند زيرا مايه حفظ بدن است.[١]
اسم صد و بيست و چهارم:الملك
لفظ مَلِك در قرآن يازده بار آمده و در پنج مورد وصف خدا قرار گرفته است چنان كه مى فرمايد:(فَتَعالَى اللّهُ المَلِكُ الحَقّ). (طه/١١٤)
«متعالى و برتر است خداى فرمانرواى حق».
و ما درباره معناى «مَلِك» به هنگام بحث از «مالك» توضيحات لازم را داديم.
اسم صد و بيست و پنجم: المولى
لفظ «مولى» در قرآن ١٨ بار آمده و در ١٢ بار وصف خدا قرار گرفته است:
١. (وَ إِنْ تَوَلَّوا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ مَولاكُمْ نِعْمَ المَولى وَ نِعْمَ النَّصِير).(انفال/٤٠)
«اگر روى برگردانيد بدانيد خدا مولاى شما است، چه نيك مولايى و چه نيك كمك كننده اى».
٢. (...وَاعْتَصِمُوا بِاللّهِ هُوَ مَولاكُمْ فَنِعْمَ المَولى وَ نِعْمَ النَّصير).(حج/٧٨)
«به خدا پناه بريد او مولاى شما است، چه نيك مولا و چه نيك يارى دهنده اى».
٣. (ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ مَولى الَّذِينَ آمَنُوا وَانَّ الكافِرينَ لا مَولى لَهُمْ).(محمد/١١)
«بدين جهت است كه خدا مولاى مؤمنان است وكافران را مولايى نيست».
[١] توحيد، ص ٢٣٣; مقاييس اللغة:٥/٣٦.