منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦١
است».
٦. العزيز: (وَإِنَّ رَبّكَ لَهُوَ العَزِيزُ الرَّحيم).(شعراء/٩)،«و پروردگار تو قدرتمند و مهربان است».
٧. الرب: (سَلامٌ قَولاً مِنْ رَبّ رَحيم).(يس/٥٨)،«سلامى كه سخن پروردگار است».
٨. البرّ: (إِنّا كُنّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ انّهُ هُوَ البرُّ الرَّحيم).(طور/٢٨)،«ماپيش از اين او را مى خوانديم، او نيكوكار و مهربان است».
اگر در معانى صفاتى كه در كنار رحيم آمده است، دقت كنيم همگى با مفهوم رحيم ارتباط تنگاتنگ دارند، حتى اسم عزيز كه همراه با رحيم آمده است، با توجه به مجموع آيه كاملاً مناسب است; زيرا يادآور مى شود كه خدا در عين قدرت، رحيم است و مهربانى او نشانه ضعف او نيست.
هر دو اسم از ماده «رحم» مشتق بوده و ما ريشه هر دو اسم را به هنگام بحث از (ارحم الراحمين)، بيان كرديم. از آيات قرآن استفاده مى شود كه عرب جاهلى با لفظ«الرّحمن» آشنا نبوده است، لذا هنگامى كه پيامبر اكرم آنان را دعوت مى كرد كه براى رحمان سجده كنند، مى گفتند ما «رحمان» را نمى شناسيم چنان كه مى فرمايد:
(وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسجُدُوا للرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحمن أَنَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفوراً).(فرقان/٦٠)
«هنگامى كه به آنها گفته مى شود براى رحمان سجده كنيد، مى گويند رحمان كيست، آيا بر آنچه كه امر مى كنى سجده كنيم، در اين حالت از ايمان به حق گريزان بودند».
رحمان و رحيم هر دو از ماده واحد گرفته شده اندو در لغت عرب نظاير زياد دارند مانند: عطش و عطشان، رىّ و ريّان، فَرَح و فَرْحان، جزَل و جَزْلان، كه دومى از تأكيدو گسترش بيشترى برخوردار است و به تعبير ديگر: در