منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٤
«تنزيه كن نام پروردگار بزرگت را».
٤. (إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمنُ باللّهِ العَظيم).(حاقه/٣٣)
«او به خداى بزرگ ايمان نمى آورد».
٥. (فَسَبِّح بِاسْمِ رَبِّكَ العَظيم).(حاقه/٥٢)
«پروردگار بزرگ خود را تنزيه كن».
اسم عظيم در آيه اول و چهارم قطعاً وصف خدا است، در حالى كه در غير اين دو احتمال دارد، وصف لفظ «اسم» نيز باشد، و به تعبير ديگر در آيه اوّل و چهارم عظيم وصف ذات خدا است ولى در غير اين دو، احتمال دارد علاوه بر اينكه وصف ذات خدا است، وصف اسم او نيز باشد، يعنى نام بزرگ خدا.
ابن فارس مى گويد:ماده اين كلمه حاكى از بزرگى و توان بيشتر است، و اگر به استخوان «عظم» مى گويند به خاطر قوت و صلابت آن است.
راغب مى گويد:«عظُم الشىء، كبُر عَظْمُه»، يعنى استخوانش درشت شد، آنگاه در مورد هر امر بزرگى به كار برده اند، خواه محسوس باشد، خواه معقول، خواه اسم ذات باشد يا اسم معنا.
خدا در قرآن امورى را كه در ذيل يادآور مى شويم با لفظ «عظيم» توصيف كرده است مانند:
عذاب، بلا، اجر، فوز، فضل، يوم، سحر، خزى، عرش، كيد،قرآن، كرب، بهتان، طود، حظ، ظلم، ذبح، حنث، نبأ، قسم و خلق.
هرگاه خدا را عظيم مى خواند به خاطر اين است كه خدا از نظر ذات و صفت و فعل، بالاتر و برتر از همه چيز است، و اگر موجود امكانى عظمتى دارد، از خدا گرفته است.