منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦
گفت خدا جاهل و عاجز نيست، ولى واقعيت علم و قدرت را ندارد; در حالى كه جاهل و عاجز نبودن در سايه داشتن اين دو كمال است وبا نفى اين دو كمال، نمى توان آن دو نقص را از ذات خدا سلب كرد، مگر اين كه قبلاً علم و قدرت را براى او ثابت كرده باشيم.
٢. نيابت ذات از صفات
برخى ديگر از متكلمان مسئله نيابت را مطرح كرده و گفته اند:در ذات ربوبى علم و قدرت و حيات نيست، ولى ذات با بساطت خود، جانشين تمام اين صفات است و آنچه از وجود اين صفات انتظار مى رود، خود ذات برآورنده آن مى باشد.
اين نظريه هرچند به متكلمان معتزلى نسبت داده شده، ولى حق اين است كه برخى از آنها مانند عباد بن سليمان، اين نظريه را برگزيده، درحالى كه ابوالهذيل علاف، نظريه اى جز اين دارد كه به نوعى با نظريه اماميه موافق است.
نگارنده در صحت اين نسبت ها شك و ترديد دارد. زيرا چگونه مى توان به متفكرى نسبت داد كه مى گويد خدا فاقد واقعيت اين صفات است، ولى آثار آنها را داراست، در حالى كه اين آثار، آثار اين واقعيت ها است. چگونه مى شود ذات فاقد كمال علم و قدرت، از همه چيز آگاه بوده و بر همه چيز توانا باشد و شايد مقصود آنان همان نظريه سوم است كه هم اكنون مطرح مى كنيم، هرچند عبارات امثال عباد از بيان اين مطلب كوتاه و نارسا است.
٣. مغايرت در مفهوم، عينيت در مصداق
گروهى از راسخان در معارف الهى دو اصل را به نحو ياد شده در زير، جمع كرده و مى گويند: ذات بسيط مى تواند داراى كمالات متنوع باشد، ولى