منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١
كريم باشد.
اين جا است كه بايد اين گروه را معطّله ناميد كه دستگاه خرد را به تعطيل كشيده اند، هرچند آنان معتزله را معطله مى نامند، زيرا معتزله به عقيده سلفى ها با اثبات عينيت ذات با صفات، ذات خدا را از توصيف با صفات علم وقدرت تعطيل نموده است. ولى حق اين است كه خود اين گروه، به اين لقب شايسته ترند. تا معتزله كه صفات خدا را عين ذات خدا مى دانند، زيرا معتزله ذات را از توصيف صفات جمال تعطيل نكرده، بلكه صفت علم و قدرت را براى او به روشن ترين وجه ثابت كرده اند.
معطّله در جامه نو
مذهب «تعطيل» به معنايى كه يادآور شديم، اخيراً در ميان به ظاهر روشنفكرها در جامه نوى بروز كرده است و آنان مسئله را به شكل ديگر مطرح مى كنند. يكى از پرچمداران اين گروه، فريد وجدى نويسنده دائرة المعارف قرن چهاردهم اسلامى است، وى مى گويد:«دشمنان ما (مقصود ماديها است) بر فلسفه حسى و دانشهاى طبيعى اعتماد كرده تبليغ مى كنند، ما نيز بايد در تبليغ خود بر همين دو اصل تكيه كنيم وچاره اى جز آن نداريم، زيرا اين دو اصل است كه انسان را بر چنين مقام بلندى رسانده است».[١]
نويسنده ديگرى به نام ابوالحسن ندوى، اين حقيقت را به صورت ديگر مطرح مى كند و مى گويد:«پيامبران انسان را از خدا و صفات و افعال و آغاز اين جهان و سرانجام آن، و آنچه كه به مردم پس از مرگ مى گذرد، آگاه كرده اند و بدون تحمل رنج و زحمت در اختيار او نهاده اند، و بيانات پيامبران ما را از هر نوع بحث و بررسى در اين دانشها، كه مقدمات و مبادى آن در اختيار ما نيست بى نياز ساخته اند، زيرا دانشهاى ما فوق حس و طبيعت از قلمرو
[١] فريد وجدى، على اطلال المذهب المادى، ج١، ص ١٦.