منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٦
«اگر قبيله تو نبود، تو را سنگسار مى كرديم، تو در برابرما قدرتى ندارى».
در مواردى اين اسم با اسم هايى مانند«حكيم» و «ذو انتقام» و «قوى» همراه مى باشد، اقتران اين اوصاف دليل بر اين است كه عزيز به معنى قدرتمند است چنان كه مى فرمايد:
٤. (...وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ العَزِيزِ الحَكِيم).(آل عمران/١٢٦)
«پيروزى جز از ناحيه خداى غالب و قدرتمند وحكيم است، يعنى اگر هم غلبه مى كند از روى حكمت است».
٥. (...وَ مَنْ عاد فَيَنْتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَ اللّهُ عَزيزٌ ذُو انتقام).(مائده/٩٥): «هركس به شكار دو مرتبه دست يازد، خدا از او انتقام مى گيرد، خدا قدرتمند و انتقام گيرنده است».
٦. (إِنَّ رَبَّكَ هُوَ القَوىُّ العَزيز).(هود/٦٦)
«پروردگار تو، نيرومند و شكست ناپذير است».
از اين بيان روشن مى شود تفسيرى كه خليل از لفظ عزيز كرده و ريشه آن را كميابى ونايابى دانسته است، با آيات ياد شده مناسب نيست، مثلاً اين كه مى فرمايد:
(...وَ مَا النَّصْرُ إِلاّ مِنْ عِنْدِ اللّهِ العَزيزِ الحَكيم).(آل عمران/١٢٦)
«پيروزى جز از جانب خداى عزيز و حكيم نيست». معنى متناسب با مضمون آيه اين است كه عزيز به معنى توانا باشد «به معنى كمياب و ناياب».
هميشه اسمهايى كه در فواصل آيات قرار مى گيرد با مضمون خود آيه تناسب دارد، اصمعى مى گويد: من در بيابان مشغول تلاوت قرآن بودم و آيه مربوط به «سارق و سارقه» را تلاوت مى كردم كه خدا در آن دستور مى دهد دستهاى آنان را قطع كنند، تا به كيفر اعمال خود برسند، و من آيه را چنين