منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٤
اسماء و صفات خدا در قرآن
حرف «ص»
اسم هفتاد و ششم: الصمد
لفظ«صمد» در قرآن يك بار و به عنوان وصف خدا آمده است چنان كه مى فرمايد:
(قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ* اللّهُ الصَّمَدُ* لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ* وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَد).(توحيد/١ـ٤)
«بگو خدا يكى است، خدا صمد است، نه زاييده و نه زاييده شده، و همتايى ندارد».
اكنون ببينيم معنى «صمد» چيست؟
ابن فارس مى گويد: اين لفظ دو معنى ريشه اى دارد يكى قصد، ديگرى صلابت و استحكام وبا توجه به معنى اوّل مى گويند: صمدته صمداً او را قصد كرديم، يا مى گويند: فلان صمد«فلانى مرجع جمع مردم است». و اگر قرآن خدا را صمد مى خواند، ناظر به همين معنى زير است كه بندگان از طريق دعا و نيايش او را طلب مى كنند.
شاعر مى گويد:
علوته بحسام ثمّ قلتُ له *** خُذها حذيفُ فأنت السيّد الصمد
«شمشير را بر فرق او نهاديم آنگاه به او گفتيم، بگيراى حذيف در حالى كه تو بزرگوار و مورد توجهى».
صدوق مى گويد:صمد دو معنى دارد: يكى سيدو بزرگوار و ديگرى،