منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٣
راغب مى گويد: «حب» و «حبه» در گندم و جو و مانند آن به كار مى روند چنان كه مى فرمايد:(...كَمَثَلِ حَبَّة أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِى كُلِّ سُنْبُلَة مائةُ حَبَّة) (بقره/٢٦١).
«مانند دانه اى كه هفت سنبل رويانده و در هر سنبل يكصد دانه است».
«نوى» جمع«نواة» به معنى هسته خرما و مانند آن است.
مقصود اين است كه خدا با شكافتن دانه و هسته موجودات، زنده اى به نام گياه و درخت پديد مى آورد و از اين طريق مردم را روزى مى دهد.
اكنون بايد ديد مقصود از بيرون آوردن مرده اززنده، و بالعكس خصوصاً در مورد دانه و هسته چيست؟
در اين جا مى توان دو بيان ارائه كرد:
١. دانه و هسته از حيات و زندگى فقط استعداد آن را دارند كه اگر تحت شرايطى قرار گيرند به صورت گياه تبديل مى شوند،وهرگز در درون آنها حيات نباتى به صورت بالفعل موجود نيست، واگر دانه را بجوشانيم ديگر سبز نمى شود زيرا استعداد موجود در آن از بين مى رود.
٢. گياه شناسى امروز مى گويد: اجزاى زنده اى در درون هسته و دانه هست، چيزى كه هست احتياج به شرايط خاصى دارد تا رشد و نمو كند.
بنابر تفسير دوم مقصود از «مرده» قشر دانه و حبه است كه با شكافتن آن زنده بيرون مى آيد، درحالى كه بنابر بيان اوّل خود هسته و دانه بر اثر داشتن استعداد تبديل به موجود زنده مى شود.
و درهر حال از نظر بيان عرفى مى گويند: مرده را زنده كرد.
خلاصه اين آيه مانند آيات ديگر بيانگر سنتهاى الهى است، چنان كه مى فرمايد: