منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٧
ممكن است شناسايى ويژگى هاى حيات است.
تا اين جا با مفهوم حيات و ويژگى هاى موجود زنده در قلمرو سه نوع از موجودات آشنا شديم، ولى اكنون بايد ديد آنچه كه مقوم حيات از نظر ظاهرى است، چيست؟
به ديگر سخن: بايد ببينيم محور حيات با درجات مختلفى كه دارد چيست؟ شايد پس از دقت به يك محور ثابت با مظاهر و جلوه هاى مختلف دست يابيم و آن محور ثابت عبارت است از: فعاليّت همراه با احساس، و اين محور در تمام انواع ياد شده با درجات گوناگون وجود دارد، مثلاً اگر «نبات» زنده است به خاطر واكنشى است كه از خود در مقابل عوامل خارجى نشان مى دهد، توگويى در اين واكنش، فعل همراه با حس است; درست است كه علم به طور قطعى احساس را در همه نباتات ثابت نكرده است، امّا در بخشى از آنها احساس كاملاً ملموس است. هرگاه سر نخل بريده شود و يا در آب غرق شود، كاملاً مى خشكد و ثمر نمى دهد، درختان به هنگام مواجهه با مانع مسير رشد را تغيير مى دهند، بنابراين هيچ بعيد نيست تمام نباتات به گونه اى ضعيف از حس بهره اى داشته باشند.
در صنف بالاتر به نام حيوان، اين فعاليت و حس در درجه بالاترى قرار دارد; فعاليت هاى حيوان همراه با شعور و احساس مى باشد ودر خود حيوانات نيز حس و شعور داراى مراتب و درجات گوناگون است. در انسان نيز همين محور حاكم است; علت حيات او، فعاليت همراه با درك بالاتر و تفكر است.
با توجه به اين تحليل مى توان گفت محور حيات عبارت از فعاليت همراه با آگاهى است، هر چند اين محور علاوه بر داشتن درجات سه گانه در هر مرتبه اى، با يك رشته اعمال طبيعى توأم است كه از لوازم حيات نيست، بلكه