منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٢
است، و هر دو غذا مى خوردند».
بنابر اين زندگى مادّى مسيح و مادرش مريم نشانه نفى الوهيت او است.
و گاهى قرآن از راه ديگر انديشه تثليث را رد مى كند و آن اين است كه چگونه مى توان مسيح را به الوهيت توصيف كرد در حالى كه خدا اگر بخواهد او و ساير افراد ديگر بشر را از بين مى برد چنان كه مى فرمايد:
(لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسيحَ ابنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِى الأَرْضِ جَمِيعاً...).(مائده/١٧)
«بگو آنان كه مى گويند: خدا همان مسيح فرزند مريم است كافر شده اند، در پاسخ آنها بگو: چه كسى مى تواند مانع مشيّت الهى گردد اگر بخواهد مسيح فرزند مريم و مادرش و همه اهل زمين را به هلاكت رساند».
بنابر اين قاهريت خدا ومقهور بودن مسيح گواه بر اين است كه مسيح فاقد الوهيت است.
گاهى قرآن از برهان سوم بهره مى گيرد و آن اين كه برخى از نصارى مسيح را فرزند خدا مى دانند، و يادآور مى شود كه واقعيت فرزند دارى جز اين نيست كه جزئى از پدر جدا شده و در رحم مادر به تدريج پرورش پيدا كند، تا مثل خود پدر گردد. و اگر خدا داراى فرزند باشد قهراً مادى خواهد بودو بايد براى آن حركت، زمان و مكان و تركيب فرض كرد، در حالى كه خدا بالاتر و برتر از اين امور است، چنان كه مى فرمايد:
(وَ قالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ لَهُ ما فى السَّمواتِ وَ الأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ*بَدِيعُ السَّمواتِ وَ الأَرضِ وَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُون).(بقره/١١٦ـ١١٧)