منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٨
مى شود. در اين جا مفسران وجوه گوناگونى گفته اند و فخر رازى ٢٤ وجه ذكر كرده كه همگى از قبيل تفسير «اشارى» است، نه تفسير بيانى و مابه بيان سه وجه اكتفا مى كنيم:
١. خدا به وسيله آيات و نشانه هاى خود آشكار است و همگى بر قدرت و علم نامحدود او گواهى مى دهند، ولى در عين حال واقعيت و كنه خدا براى ما پنهان است.
٢. خدا به آشكار و پنهان علم دارد.
در معنى نخست ظاهر و باطن صفت خود خدا است، درحالى كه در معنى دوم صفت مخلوقات است.
٣. اتصاف خدا به اين دو صفت، از شئون احاطه او بر ماسوى است، از آن جا كه بر همه چيز محيط است، هرچه را كه ظاهر فرض كنيم، خدا أظْهر و آشكاتر از آن است و هرچه را كه باطن فرض كنيم، چون خدا بر آن احاطه دارد، از آن پنهان تر خواهد بود.[١] وتوضيح اين وجه در تفسير صفات (هُوَ الأَوَّلُ وَ الآخر) گذشت.
اسم نوزدهم: البديع
لفظ «بديع »در قرآن دو بار و در هر دو مورد، وصف خدا است و در تبيين كيفيت آفرينش آسمانها و زمين از آنها بهره گرفته شده است، چنان كه مى فرمايد:
(بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُون). (بقره/١١٧)
[١] علامه طباطبايى، الميزان، ج١٩، ص ١٦٥ و صدوق، توحيد، ص ٢٠٠ و رازى، مفاتيح الغيب، ج٨، ص ٨٥.