منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢
مردى در جنگ جمل از امير مؤمنان (عليه السلام) پرسيد:«اين كه مى گويند «اللّه واحد» مقصود چيست؟ امام در پاسخ او چنين فرمود:مقصود اين است كه براى او در جهان مانند نيست، و نيز خدا احدى المعنى است يعنى وجود او در خرد و انديشه قسمت نمى پذيرد».[١]
از اين بيان روشن مى شود كه توحيد ذاتى به توحيد در واحديت و توحيد در احديت تقسيم مى شود، مقصود از اولى نفى مثل، و مقصود از دومى نفى تركيب است. و مقصود از تركيب دركلام اسلامى، تركّب ذات و صفت است و در گذشته ياد آور شديم كه يك چنين تركيب مايه امكان است و امكان با وجوب سازگار نيست.
اسم سوم وچهارم: الأوّل والآخر
لفظ اول در قرآن شصت و چهار بار وارد شده و فقط در يك مورد، درباره خدا به كار رفته است، چنان كه لفظ آخر نيز بيست و هشت بار وارد شده و فقط يك بار به عنوان وصف خدا ذكر شده است و هر دو در اين آيه به عنوان وصف خدا وارد شده اند:(هُوَ الأوّلُ وَالآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْء عَلِيم).(حديد/٣)
ابن فارس مى گويد: «مقصود از اوّل آغاز هركار، و مقصود از آخر مقابل آن است».[٢]
راغب مى گويد:«اوّل به چيزى مى گويند كه ديگرى پس از آن مى آيد».[٣]
در آيه ياد شده خدا با صفات متضاد و غير قابل جمع توصيف شده
[١] صدوق، توحيد، باب ٣، حديث ٣. [٢] ابن فارس، مقاييس، ج١، ص ٧٠٠ و ٩٥٦. [٣] راغب، مفردات، ص٣١.