منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٣
مى كردند».
مسلماً تعدد معبود چنين نتيجه اى را به دنبال ندارد، بلكه اين نتيجه معلول تعدد خداى متصرف و مدبر است كه در پرتو قدرت به سوى صاحب عرش نفوذ پيدا مى كند.
٤. (إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدونَ مِنْ دُونِ اللّهِ حَصَبُ جَهَنَّم أَنْتُمْ لَها واردون*لَو كانَ هؤلاءِ آلهةً ما وَرَدُوها وَكلّ فيها خالِدُونَ). (انبيا/٩٨ـ٩٩)
«شما و آنچه را كه جز خدا مى پرستيد هيزم دوزخ است، شما وارد آن جا مى شويد و اگر اينها كه مى پرستيد خدا بودند، هرگز وارد دوزخ نمى شدند و همگى در آن جاودانه اند».
اين برهان در صورتى استوار است كه «آلهه» در اين آيه، مفهوم كلى «اللّه» بوده كه از خلقت و نيروى تصرف و تدبير برخوردار باشند، زيرا با داشتن چنين ويژگى ها هرگز وارد دوزخ نمى شدند، ولى از ورود به دوزخ مى توان نتيجه گرفت كه داراى چنين ويژگى نيستند.
البته تصور نشود كه ما مى گوييم اله به معنى خالق، مدبر، زنده كننده، ميراننده، و يا معادل اينها است، بلكه مقصود اين است كه اله بر يك معناى بسيطى وضع شده كه در زبان فارسى از آن به خدا تعبير مى كنيم، چيزى كه هست با آن مفهوم بسيط بر اين عناوين اشاره مى نماييم و قائلان به تعدد «اله » براى خدايان خود، برخى از اين شئون را ثابت مى كردند و اگر هم آنها را خالق نمى دانستند، لكن مدبر و متصرف مى دانستند.
٥. (...وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيراً لَكُمْ إِنَّما اللّهُ إِلهٌ واحد سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَه وَلد...).(نساء/١٧١)
«نگوييد خدا سه تا است، از اين گفتار خوددارى كنيد كه براى شما خوب است، بلكه اللّه خداى واحد است، منزه است كه براى او فرزندى باشد».
در اين آيه «اله» بر «اللّه» حمل شده وگفته شده است «اللّه» همان اله