منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٠
همگى تبيين گستردگى علم او است:
١. (عالِمُ الغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الكبيرُ المُتَعال). (رعد/٩)
«آگاه از غيب و شهادت بزرگ و برتر».
٢. (وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَأْتِينَا السّاعَة قُل بَلى وَرَبِّى لتَأْتِيَنَّكُمْ عالم الغَيْبِ لا يعزب عَنْهُ مِثقالُ ذَرَّة فى السَّماواتِ وَ لا فِى الأَرْض وَ لاأَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ ولا أَكْبَرُ إِلاّ فِى كِتاب مُبين).(سبأ/٣)
«كافران گفتند: قيامت براى ما نخواهد آمد، بگو آرى سوگند به پروردگارم قطعاً خواهد آمد، پروردگارى كه آگاه از غيب است، و ذرّه اى در آسمانها و زمين از او پنهان نيست، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن، همگى در كتاب مبين آمده است».
اين آيات در صدد حصر علم به «غيب و شهادت» در خدا است، در اين جا دو سؤال مطرح است:
١. چگونه اين آيات علم به شهادت را منحصر به خدا دانسته در حالى كه غير خدا از شهادت آگاه است، و هر انسانى چشم و گوش خود را باز كند صدها مشهود را مى بيند يا مى شنود؟
٢. چگونه علم به غيب منحصر به خدا است در حالى كه طبق آيات و روايات انبيا و اوليا از غيب آگاه بوده و از غيب گزارش مى دادند؟
پاسخ هر دو سؤال يك جا بيان مى شود و آن اينكه هدف از تأكيد بر حصر علم به شهادت و غيب به خدا اين است كه علم خدا وسيع و گسترده است و احدى جز او داراى چنين علم و دانش نيست، در اين صورت «الف و لام» در الفاظ «غيب» و «شهادت» اشاره به مجموع اشيايى است كه تحت عنوان «غيب» و «شهادت» قرار دارند، و علم به چنين موضوع بدون استثنا از شئون خدا است، ولى مانع از آن نخواهد بود كه برخى به صورت محدود از