منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١
شيعه سايه افكند بار ديگر، نگارش تفسير به صورت تفسير به اثر و حديث به بازار آمد، و يك نوع عقب نشينى در نگارش تفسير صورت پذيرفت و تفاسير: «صافى» فيض كاشانى (١٠٠٧ ـ ١٠٩٠) و تفسير «برهان» سيد هاشم بحرانى (١١٠٧) و تفسير «نور الثقلين» جويرى نمونه هاى بارز از اين نوع نگارش است و اين روح همچنان بر حوزه هاى ايران و عراق حاكم بود تا اين كه پديده اخبارى گرى كه با روح اسلام، ناهماهنگ است به وسيله بزرگ مانند محقق بهبهانى (١١١٨ ـ ١٢٠٧) بر چيده شد، بار ديگر تفكر به حوزه هاى شيعى بازگشت.
شيوه تفسير در قرن چهاردهم
قرن چهاردهم اسلامى براى خود، شيوه ديگرى از تفسير مى خواست در اين قرن درهاى الحاد به كشورهاى اسلامى باز شد و يك نوع تردد و شك در اصول و فروع در ميان قشرى از غرب زدگان پديد آمد.
انديشمندان مصرى به خاطر مجاورت با اروپا كه كشورشان دروازه غرب به شمار مى رود، زودتر از بخش شرق اسلامى با اين پديده آشنا شدند، و به علاج آن پرداختند، بالأخص با هشدارهاى سيد جمال الدين اسد آبادى كه توانست مغزها راتكان دهد و «جامع ازهر» را از خواب گران چند قرن بيدار سازد، از اين جهت در آغاز و اواسط اين قرن تفاسيرى نگارش يافت كه كاملاً جنبه دفاعى داشت، بالأخص تفسير «المنار» تقرير درس شيخ عبده مصرى (١٣٢٣) و تفسير «محاسن التأويل» جمال الدين دمشقى (١٢٨٣ ـ ١٣٣٣) و تفسير مصطفى مراغى، [١] كه در همگى، حالت ديده بانى در آنها مشاهده
[١] تفسير او به اين نام چاپ شده و او از نگارش نخستين جلد آن در سال ١٣٦١، و از نگارش آخرين جلد آن در ١٣٦٥ هجرى قمرى فارغ گرديده است.