منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٣
كوتاهى نخواهند كرد».
در آيه سوم آن را به فرشتگان نسبت مى دهد و مى گويد:
(فَكَيْفَ إِذا تَوفَّتْهُمُ المَلائِكَة يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبارَهُم). (محمد/٢٧)
«چگونه خواهند بود آن گاه كه فرشتگان روح آنان را بگيرند، در حالى كه بر چهره ها و پشتشان مى زنند».
در مورد چهارم نيز قبض روح را به ملك الموت نسبت مى دهد و مى فرمايد:
(قُلْ يَتَوفّاكُمْ مَلَكُ المَوت الَّذِى وُكّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُون).(سجده/١١)
«بگو شما را فرشته مرگى كه براى قبض روح گمارده شده مى گيرد، آن گاه به سوى ما بازگردانده مى شويد».
در اين آيات چهارگانه يك پديده به چهار فاعل به صورت ظاهر متفاوت نسبت داده شده;گاهى به خدا، مرحله دوم به رسولان،و مرحله سوم به فرشتگان، در نوبت چهارم به ملك الموت و به حكم اين كه در قرآن تناقض وجود ندارد، بايد هر چهار نسبت صحيح باشد; هرگاه معنى اختصاص خالقيت به خدا به همان معنا باشد كه اشاعره مى گويند، فقط يكى از اين نسبتها درست بوده و سه نسبت ديگر نادرست خواهد بود. در حالى كه قرآن هر چهار نسبت را درست مى داند.
تصحيح اين نسبتهاى چهارگانه ما را وادار مى كند كه در مفاد اختصاص خالقيت به خدا بينديشيم آن گاه به داورى بنشينيم.
ب. از مجموع گفتار پيش استفاده مى شود كه اشاعره تصور مى كنند كه اگر بر روابط علّى و معلولى قائل شويم، خدا حكم بنّا را پيدا خواهدكرد كه پس