منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣
و لذا ـ به پيامبر گفت: من دو نخ سفيد و سياه تهيه كرده ام و به هر دو مى نگرم و در تاريكى هيچ كدام را از ديگرى تميز نمى دهم. پيامبر خنديد و فرمود مقصود، سفيدى صبح، و سياهى شب است، يعنى نوار نور صبح، از دل تاريكى شب باز شناخته شود.[١]
مفسر دوم جهان اسلام، شخصيت والايى مانند امير مؤمنان (عليه السلام)است، جلال الدين سيوطى مى نويسد: روايات پيرامون تفسير قرآن، از سه خليفه نخست بسيار نادر و از على بن ابى طالب فراوان است، «ابو الطفيل» مى گويد: على در يكى از سخنرانى هاى خود گفت: تفسير كتاب خدا را از من بپرسيد، به خدا سوگند، آيه اى نيست مگر اين كه مى دانم، در شب نازل گرديده، يا در روز، در صحرا فرود آمده يا در كوه، و در يكى ديگر از سخنان خويش فرمود: به خدا سوگند آيه اى فرود نيامده مگر اين كه مى دانم در چه مورد، و در كجا نازل گرديده، خداوند به من روح كاوشگر، و زبان پرسشگر عطا فرموده است، همه را از پيامبر سؤال مى كردم و پاسخ مى شنيدم.[٢]
مفسر سوم، فرزند برومند امام، حضرت حسن بن على (عليه السلام)است، گرد آورى روايات آن حضرت پيرامون تفسير قرآن (هر چند كمى از آنها در اختيار ما است) مقام والاى او را تفسير روشن مى سازد، اينك نمونه اى را متذكر مى شويم:
مردى از خوارج وارد مسجد پيامبر شده و ديد، عبدالله بن عباس، وعبدالله بن عمر در گوشه مسجد نشسته اند، به سوى آنها رفت و خواهان تفسير آيه (وَ شَاهِد وَ مَشْهُود) شد، ابن عباس آن را به روز «جمعه» و «عرفه» تفسير كرد، و ابن عمر آن را به روز جمعه و روز قربان تفسير نمود، از آنجا كه هر دو
[١] طبرسى: مجمع البيان: ١ / ٢٨١، ط صيدا. [٢] جلال الدين سيوطى: اتقان: ٤ / ٢٠٤ .