منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٨
٤. (بَلِ اللّهُ مَولاكُمْ وَ هُوَ خَيْرُ النّاصِرينَ).(آل عمران/١٥٠)
«بلكه خدا مولاى شما است و از بهترين يارى دهندگان است».
مهم در اين جا تفسير معنى لغوى «مولى» است، ابن فارس مى گويد:«مولى» از «ولى» گرفته شده و آن به معنى قرب و نزديكى است، مى گويند: تباعَد بَعْدَ وَلى، دورى جست پس از نزديكى آنگاه اضافه مى كند مولى بر آزاد كننده بنده، دوست، هم سوگند، پسر عمو، يار و ياور و همسايه گفته مى شود و جهت اشتراك اينها همان «ولى» به معنى قرب است، و گاهى «مولى» به معنى «اولى»مى آيد، مى گويند:«فلان أولى بكذا»: او به اين كار شايسته تر است.
ولى تتبع در لغت عرب مى رساند كه مولى يك معنا بيش ندارد و آن عبارت از «أولى» و شايسته تر است، و اگر لفظ مولى در موارد ياد شده به كار مى رود اختلاف در متعلق «مولى» است نه معنى آن، مثلاً در كتابهاى لغت براى مولى ٢٧ معنا ذكر كرده اند از قبيل: خدا، عمو، پسر عمو، آزاد كننده، آزاد شده، برده، مالك، پيرو، همسايه، هم پيمان و....
دقت در اين موارد مى رساند كه در همه اينها لفظ مولى به يك معنا بيش نيست و آن اولويت است.
و اگر خدا را مولى مى خوانند براى اين است كه او از هركس به ستايش و اطاعت اولى و شايسته تر است.
اگر به عمو، مولى مى گويند چون او به حمايت برادر زاده اش از ديگران شايسته تر است، زيرا عمو به منزله پدر است.
اگر به پسر عمو «مولى» مى گويند چون او به كمك كردن پسر عموى خود از ديگران شايسته تر است، زيرا هر دو، دو شاخه از يك درخت اند.
اگر به آزاد كننده، مولى مى گويند چون او به كمك كردن به آزاد شده خود