منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٠
است و كار خود را از روى اضطرار و ايجاب انجام نمى دهد، قابل سلب نبوده و نفى پذير نمى باشد.
منشأ اشكال خلط ميان اراده بسيطه كه تعدد و تكرر بر نمى دارد و اراده جزئيه است كه تعدد و تكرر مى پذيرد و نفى واثبات بر دومى وارد مى شود.[١]
اشكال چهارم: صفت ذات بودن، مستلزم قدم عالم است
هرگاه اراده را صفت ذات بدانيم،به حكم اين كه ذات قديم است و اراده از مراد جدا نمى شود، طبعاً عالم كه مراد است قديم خواهد بود.
در پاسخ اين اشكال يادآور مى شويم كه:
اوّلاً اين اشكال تنها متوجه كسانى نيست كه اراده را به معنى واقعى صفت ذات مى گيرند، بلكه كسانى كه اراده را به علم به اصلح تفسير مى كنند و علم او نيز صفت ذات است با چنين اشكال روبرو هستند، زيرا فرض اين است كه علم به اصلح علت تام براى وجود معلوم است وعلم قديم كه فاعل تام است، مستلزم قدمت معلوم مى باشد.
وثانياً هرگاه اراده را به اختيار ذاتى و مختار بالذات بودن خدا تفسير كنيم، اشكال ياد شده متوجه اين نظريه نخواهد بود، زيرا اختيار ذاتى مستلزم قديم بودن فعل نيست.
وثالثاً اين اشكال بر نظريه صدر المتألهين نيز وارد نيست، زيرا حقيقت اراده بسيطه و كيفيت اعمال آن براى ما روشن نيست، چه بسا ممكن است نتيجه اراده بسيطه، حدوث عالم باشد، زيرا آن اراده جزئى است كه مراد از اراده جدا نمى شود.
[١] صدر المتألهين، اسفار، ج٦، ص ٣٢٤.