منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٠
درباره معنى «خلق» سخن گفتيم، آنچه در اين جا يادآور مى شويم اين است كه پاره اى از آيات خالقيت را منحصر به خدا دانسته است و مى فرمايد:
(...قُلِ اللّهُ خالِقُ كُلّ شَىء وَهُوَ الواحِدُ القَهّار).(رعد/١٦)
«بگو خدا آفريدگار همه چيز است و او است يگانه و غالب».
و نيز مى فرمايد:
(...هَلْ مِنْ خالِق غيْرُ اللّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِوَ الأَرْض لا إِلهَ إِلاّهُوَ فأَنّى تُؤْفَكُونَ).(فاطر/٣)
«بگو آيا آفريننده اى جز خدا هست كه شما را از آسمان و زمين روزى مى دهد، جز او خدايى نيست، پس چرا سرگشته ايد؟».
اگر در آيه نخست، خلقت از آن خدا شمرده شده و در آيه دوم تلويحاً به آن اشاره شده، ولى در برخى از آيات خالقهاى ديگرى نيز معرفى شده اند، مثلاً به هنگام آفرينش انسان، خدا خود را (...أحسنُ الخالقين)(مؤمنون/١٤):«بهترين آفريدگارها » توصيف مى كند.
در آيه ديگر آفرينش را به غير خدا نيز نسبت مى دهد و به مسيح (عليه السلام) خطاب كرده و مى فرمايد:
(...وَ إِذْتَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِى...).(مائده/١١٠)
«آن گاه كه از گل، شكل پرنده اى به اذن من آفريد».
آيات گذشته به روشنى دلالت مى كنندكه خالقيت مخصوص خدا است، ولى در تفسير اين اختصاص دو نظر وجود دارد كه به طور مشروح بيان مى شوند:
نظريه اشاعره در معنى انحصار خالقيت به خالق
١. اشاعره و قبل از آنها سلفى ها، مفهوم بدوى اين آيات را گرفته، همه