منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٤
خدا داورى را به خود اختصاص داده وعلت آن را «على» و «كبير»بودن خود مى داند چنان كه مى فرمايد:
(وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالحُكْمُ للّهِ العَلِىِّ الكَبيرِ).(غافر/١٢)
«اگر به او شرك ورزند ايمان مى آوريد، حكم از آن خدايى است كه برتر و بزرگ است».
اسم صد و هفتم: الكريم
اسم كريم در قرآن ٢٦ بار آمده و در سه مورد وصف خدا قرار گرفته است، چنان كه مى فرمايد:
١. (فَتَعالَى اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ رَبُّ العَرْشِ الكَرِيم). (مؤمنون/١١٦)
«پس بلندمرتبه است خدا، فرمانرواى حق، خدايى جز او نيست، صاحب عرش و بزرگوار است».
٢. (...وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّى غَنِىٌّ كَرِيمٌ). (نمل/٤٠)
«اگر كسى كفر ورزد(ضررى به خدا نمى رساند) پروردگار من بى نياز و بزرگوار است».
٣. (يا أَيُّهَا الإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الكَرِيم) (انفطار/٦)
«اى انسان چه باعث شد در مورد پروردگار بزرگوارت مغرور شوى».
ابن فارس مى گويد: كريم حاكى از شرافت در ذات يا در صفات است. گاهى مى گويند: مرد كريم، اسب كريم و كرامت در اخلاق اين است كه از گناه كسى درگذرد، ابن قتيبه مى گويد: كريم كسى است كه از گناه كسى صرف نظر كند، و اگر خدا را كريم مى ناميم به خاطر اين است كه گناه بندگانش را ناديده مى گيرد.
راغب مى گويد: هرگاه خدا را به اسم كريم توصيف كنيم كنايه از نيكى و