منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٤
از ايجاد، مصنوع از صانع خود بى نياز مى شود و به ديگر سخن: تصور مى كنند كه اگر به ويژگى هايى درموجودات طبيعى قائل شويم، موقعيت خدا متزلزل شده و غير از لحظه حدوث به او نيازى نخواهد بود، چنان كه در مثال كامپيوتر جريان چنين است. اين دستگاه از نظر وجود و حدوث به طراح و سازنده و از نظر بازدهى علمى به تغذيه دهنده نيازمند است; آن گاه كه از اين دو مرحله گذشت به صورت خودكفا در آمده و روى پاى خود ايستاده، به پرسشها پاسخ مى گويد و فرمانها را انجام مى دهد.
ولى بايد توجه نمود، اعتقاد به نظام علّى و معلولى چنين پيامدى را ندارد، زيرا نظام طبيعى در حالى كه روابط علّى و معلولى بر آن حاكم است، آن چنان نيست كه آنى از وجود خدا بى نياز شود و از فيض مستمر او مستغنى گردد، بلكه اين ارتباطِ دايم است كه به ممكنات وجود و تأثير و اثر مى بخشد و اگر يك لحظه ارتباط بريده شود، نه خورشيدى هست و نه روشنايى او، نه ماهى هست و نه نورانيت آن و نه ديگر موجودات امكانى با تجليات خود.
به تعبير ديگر، نسبت جهان امكانى به واجب الوجودنسبت معنى حرفى به اسمى است كه در مراحل سه گانه از آن بى نياز نيست، هم در مقام تصور و هم در مقام تحقق و هم در مقام دلالت و حكايت، وابسته به او است.
از اين بيان روشن مى شود كه گفتار نويسنده آن جا كه مى گويد: «اعتقاد به علل طبيعى جهان را به صورت يك دستگاه كامپيوتر جلوه مى دهد كه در مراحل بعدى از سازنده و تغذيه دهنده بى نياز مى شود»، چقدر دور از حقيقت است.
ما در نوشته هاى ديگر به تفصيل در اين باره سخن گفته ايم، در اين جا به دو مطلب اشاره مى كنيم:
نخست اين كه: آيات الهى به تأثير موجودات به اذن الهى تصريح