منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٨
فلا تسلكوه وبحر عميق فلا تلجوه، و سرّ اللّه فلا تتكلفوه»[١]: راه تاريكى است آن را نپيماييد، درياى عميقى است وارد آن نشويد، راز خدا است خود را در فهم آن به زحمت نيندازيد.
ولى درعين حال خود حضرت در مواقعى درباره قضا و قدر، بحث نموده است.[٢]
خلاصه در اذهان راويان آن زمان، اراده جز از طريق تصور و تردد، تصديق و آن گاه جزم تفسير نمى شد، از اين جهت امام به ذاتى بودن صفت اراده، اشاره اى ننمود و اراده را به فعل و ايجاد تفسير كرد تا از اين نوع تفكر جلوگيرى كند.
در اين جا وجه ديگرى براى اصرار بر صفت فعل بودن اراده هست و آن اين كه اراده در انسان جدا از مراد نيست، و اگر اراده در خدا، صفت ذات معرفى مى شد، چه بسا اذهان ساده از آن، قديم بودن جهان را نتيجه مى گرفتند و به خاطر پرهيز از چنين تفكر نادرست اراده در روايات، به ايجاد و احداث تفسير شده است، و برخى از احاديث مى تواند مؤيد اين وجه باشد.
١. محمد بن مسلم مى گويد امام صادق (عليه السلام) فرمود: «المشيئة محدثة».[٣]
٢. عاصم بن حميد مى گويد: به امام صادق (عليه السلام) گفتم:«لم يزل اللّه مريداً؟»: آيا خدا پيوسته مريد بود؟ امام پاسخ داد: «انّ المريد لا يكون إلاّ المراد معه، بل لم يزل عالماً قادراً ثمّ أراد»[٤]: مريد كسى است كه مراد با او باشد، خدا پيوسته دانا و توانا بود، آن گاه اراده كرد.
[١] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٢٨٧. [٢] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٧٨. [٣] صدوق، توحيد، ص ٣٣٨، ١٤٦. [٤] صدوق، توحيد، ص ٣٣٨، ١٤٦.