منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦
(...وَ للّهِ الأَسْماءُ الحُسْنى فَادْعُوهُ بها...).(اعراف/١٨٠)
«براى خدا نامهاى زيبا است، خدا را با آن نامها بخوانيد ».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(...أَيّاً ما تَدْعُوا فَلَهُ الأَسماءُ الحُسْنى...). (اسراء/١١٠)
«خدا را با هر نامى ازنامهاى واقعى او بخوانيد (اشكال ندارد) براى اوست اسماى حسنى».
در برخى از آيات، لفظ جلاله را مقدّم مى دارد، آن گاه از اسماى حسناى او سخن مى گويد و مى فرمايد:
(اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ لَهُ الأَسْماءُ الحُسْنى).(طه/٨)
«خدا، خدايى كه جز او خدا نيست، براى اونامهاى زيبا است».
در ديگر آيات پس از يادآورى برخى از نامهاى نيك او، مى گويد: براى اوست اسماى حسنى، چنان كه مى فرمايد:
(هُوَ اللّهُ الخالِقُ البارِئُ المُصَوِّرُ لَهُ الأَسْماءُ الحُسْنى...). (حشر/٢٤)
«اوست خداى آفريننده صورتگر براى اوست اسماى حسنى».
و در آيه ديگر هر نوع تصرف در اسماى الهى را محكوم كرده و مى فرمايد:
(...وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِى أَسمائِهِ سَيُجْزَونَ ما كانُوا يعْمَلُونَ).(اعراف/١٨٠)
«كسانى را كه به تحريف نامهاى خدا برمى خيزند، رها كنيد كه به زودى كيفر كردارشان را خواهند ديد».
عرب جاهلى در اسماى خدا، به صورتهاى مختلف تصرف مى كرد، گاهى اسامى بتهاى خود را از اسماء خدا مى گرفت، مثلاً اسامى لات و عزّى را از «اللّه العزيز» گرفته بود واحياناًخدا را به غير اسامى واقعى يعنى نامهايى كه شايسته مقام ربوبى نبود، مى خواند وحتى مى توان گفت: نامگذارى خدا به نام پدر، كه در ميان مسيحيان رايج است، يك نوع الحاد در اسماى خداست.
درباره تفاوت اسم و صفت، سخن فراوان است و نقل همگى مايه گستردگى سخن مى باشد، ولى آنچه كه با اين مقام مناسب است، در اين جا مى آوريم، محقّقان مى گويند:
هرگاه ذات الهى بدون صفت معيّنى، يا همراه با صفت و يا فعل در نظر گرفته شود و در اين حالت لفظى بر آن اطلاق گردد، به آن لفظ، اسم