منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩١
بنابر اين واهب و بخشاينده واقعى خداست و جز او بخشاينده اى نيست زيرا او مالك جهان و آنچه در او است، و مالكيت ديگرى در طول مالكيت او، و به تمليك او صورت مى گيرد.
او است كه واقعاً بدون عوض مى بخشد، در حالى كه ديگران روى انگيزه ستايش در اين جهان يا به اميد پاداش در آخرت و يا لااقل ارضاى عاطفه درونى، مى بخشند، چنان كه مى فرمايد:
(قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْْ رَبِّى لَولا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوفَ يَكُونُ لِزاماً)
(فرقان/٧٧)
«بگو پروردگار من براى شما ارزش قائل نيست اگر او را نخوانى، پيامبران او را تكذيب كرديد، و نتيجه آن دامنگير شما خواهد شد».
تجلى اين اسم در زندگى ما اين كه به دنيا دل نبنديم، و به شيوه قرآن دستور داده: مال را به ديگران ببخشيم. قرآن شيوه بخشش را چنين بيان كرده است:(وَ الّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قِواماً).(فرقان/٦٧)
«آنان كه اگر انفاق كنند، اسراف نمىورزند و نه خست نشان مى دهند بلكه راهى ميان اين دو را مى گيرند».