منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٠
حاصل سخن اين كه: اولويتِ چيزى بر چيزى، در گرو ملاكى است كه پديد آرنده اين اولويت است، گاهى اين ملاك به وسيله خَلْق و آفرينش حاصل مى شود، و گاهى ملاك آن خويشاوندى، همسايگى، سابقه خدمت، احسان، و وحدت در عقيده و انديشه، و به خاطر همين جهت است كه قرآن مؤمن را ولى مؤمن دانسته و كافر را ولى او نمى داند، چنان كه مى فرمايد:
(وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَالمُؤْمِنات بَعْضُهُمْ أَولياءُ بَعْض). (توبه/٧١)
«مردان و زنان با ايمان برخى ولى ديگرى است»
و در جانب سلب ولايت بين مؤمن و كافر مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا اليَهُودَ وَ النَّصارى أَولياء...).(مائده/٥١)
«اى افراد با ايمان، يهود و نصارى را ولى خود برنگزينيد».
از مجموع آيات استفاده مى شود كه ولايت فردى بر ديگرى ملاك مى خواهد، اين ملاك يا تكوينى است يا تشريعى، در باره خدا، و نيز پدر و مادر نسبت به اولاد جنبه تكوينى دارد، در حالى كه در ديگر موارد جنبه تشريعى و قانونى دارد هرچند تشريع نيز به نوعى تابع تكوينى است. مثلاً همسايگى و قرب جوار كه مايه اولويت است.
اسم صد و بيست و ششم: المُهيمن
لفظ «مهيمن» در قرآن دوبار آمده و در يك مورد وصف خدا و در مورد ديگر وصف قرآن قرار گرفته است، در مورد خدا چنين مى فرمايد:
(...المَلِكُ القُدُّوسُ السَّلامُ المؤمِنُ الْمُهَيْمِنُ العَزيزُ الجَبّارُ المُتَكبِّر...).(حشر/٢٣)
«فرمانرواى منزه، ايمنى بخش، مراقب، قدرتمند، مسلط، شايسته تعظيم».
و نيز مى فرمايد: (وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الكِتابَ بِالحَقّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ