منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٣
افزوده شده است، اينك شرح اين الفاظ:
١. مُلك
ملك(به ضم ميم) به معنى سلطه و سيطره است كه جدا از قوه و قدرت نيست، متعلق سلطه خواه مردم باشد يا اموال و املاك، چيزى كه هست سلطه بر مردم سرچشمه مداخله در امور و شئون آنان است همچنان كه سلطه بر مال مايه تصرف در آن از طريق فروختن و بخشيدن است، و جامع هر دو همان تسلط، و تفاوت مربوط به متعلق است و به خاطر اختلاف متعلق، هدف از سلطه متفاوت مى باشد.
ملك ـ به ضم ميم ـ در قرآن ٢٤ بار آمده كه برخى را يادآور مى شويم:
(وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمان...).(بقره/١٠٢)
«گروهى از يهود از آنچه كه شياطين در عصر فرمانروايى سليمان تلاوت و يا مى آموختند پيروى كردند».
(...قالُوا أَنّى يَكُونُ لَهُ المُلْكُ عَلَيْنا...).(بقره/٢٤٧)
«گفتند چگونه ممكن است او نسبت به ما سلطه و سرورى داشته باشد».
(أَلَمْ تَرَ إِلَى الّذِى حاجَّ إِبْراهيمَ فِى رَبِّه أَنْ آتاهُ اللّهُ المُلْكَ...).(بقره/٢٥٨)
«آيا نديدى كسى را كه خدا به او فرمانروايى داده بود، با ابراهيم درباره پروردگارش به مجادله برخاست».
(...قولُهُ الحَقُّ وَ لَهُ المُلْكُ يَومَ يُنْفَخُ فِى الصُّورِ...).(انعام/٧٣)
«گفتار او حق است و براى او است فرمانروايى روزى كه در صور دميده مى شود».
(...لِمَنِ المُلْكُ اليَوم للّهِ الواحِدِ القَهّار).(غافر/١٦)
«امروز فرمانروايى از آن كيست؟ ازآن خداى يكتا و غالب».