منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٧
٥. (اللّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ القَوِىُّ العَزِيز).(شورى/١٩)
«خداوند به بندگان خود مهربان است هر كس را بخواهد روزى مى دهد، و او توانا و قدرتمند است».
٦. (أَلا يَعْلَمُ مَن ْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الخَبير).(ملك/١٤)
« آيا آن كس كه آفريده است (به مخلوق خود) علم ندارد، در حالى كه او دقيق و آگاه است».
٧. (وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى فِى بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللّهِ وَ الحِكْمَةِ إِنَّ اللّهَ كانَ لَطيفاً خَبيراً).(احزاب/٣٤)
«آنچه در خانه هاى خود از آيات خدا و حكمت تلاوت مى شود ياد آوريد، خداوند دقيق و آگاه است».
اينها آياتى است كه در آنها اسم لطيف به عنوان وصف خدا آمده است اكنون بايد معنى آن را بدست آوريم.
ابن فارس مى گويد: اين لفظ دو معنى بيش ندارد، يكى حاكى از «رفق» و «مهربانى»،و ديگرى حاكى از ريزى و باريكى است.
توضيح آنچه كه در المنجد آمده اين است: هرگاه اين لفظ از باب (نَصَرَ يَنْصُرُ) گرفته شود; با حرف جرّى مانند ب و لام، متعدى و به معنى رأفت و مهربانى خواهد بود، چنانكه مى گويند: لطَف يلطُف بفلان و لفلان رَفَقَ به. ولى هرگاه ازباب (شَرُفَ يَشْرُفُ) باشد نيازى به مفعول نداشته و به معناى دقت و ظرافت خواهد بود.
هدف از توصيف خدا در آيات ياد شده به اين اسم يكى از دو مطلب است: يا بيان دقت و ظرافت كنايه از برترى وجود او از انديشه انسان، و يا محبت و مهربانى است، اينك چهار مورد را يادآور مى شويم: