منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٣
باشد.
اسم صد و ششم: الكبير
اسم كبير در قرآن به طور مرفوع و منصوب ٣٦ بار آمده و در ٦ مورد وصف خدا قرار گرفته، و گاهى با اسم «متعال» و احياناً با اسم «العلىّ» همراه مى باشد، چنان كه مى فرمايد:
١. (عالِمُ الغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الكَبيرُ المُتعال).(رعد/٩)
«آگاه از غيب و شهادت، بزرگ و برتر».
٢. (...وَ انّ اللّهَ هُوَ العَلِىُّ الكَبير).(حج/٦٢)
«خدا همان برتر و بزرگ است».[١]
كبير در مقابل صغير است و گاهى بخش عمده يك پديده را «كبر» مى نامند چنان كه مى فرمايد:
(...وَ الّذِى تَولّى كِبْرَهُ...).(نور/١١)
«آن كس كه معظم اين پديده را متصدى بوده است».
راغب مى گويد: كبير وصغير از اسم هاى متضايف مى باشند و به هنگام مقايسه دوچيز با يكديگر بكار مى روند، و كوچكى و بزرگى گاهى در حجم و گاهى در عدد به كار مى رود. ولى سپس درباره امور غيرمحسوس كه از منزلت و رفعت برخوردارند بكار رفته است.
از اين كه لفظ «كبير» همراه با «متعال» و «علىّ» وارد شده حاكى از آن است كه مقصود از بزرگى مسئله حجم و تعداد نيست، بلكه مقصود بزرگى از نظر منزلت و كمال وجودى است. و به خاطر همين رفعت منزلت است كه
[١] آيات ديگر عبارتند از: نساء/٣٤; لقمان/٣٠; سبأ/٣٢ و غافر/١٢.