منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣١
«خدا، فرشتگان و دانشمندان گواهى مى دهند كه خدايى جز او نيست، خدايى كه قائم به قسط است و جز او كه خداى قدرتمند و حكيم است خدايى نيست».
در اين آيه به شيوه تدبير موجودات اشاره شده و آن اين كه او مواهب خود را به صورت عادلانه ميان موجودات تقسيم مى كند، و هر چيزى كه شايسته وجود او است را به او مى بخشد، و در آخر آيه دو اسم «عزيز» و «حكيم» آمده است واين دو، برهان قيام به قسط خدا است، چون قدرتمند و حكيم است قطعاً افعال او عادلانه خواهد بود.
در اين جا نكته اى را يادآور مى شويم و آن اين كه موجودات امكانى با تمام آثار خود، قائم به خدا بوده و از وجود او جلوه و هستى دارند، ولى اين نه به آن معنا است كه همه افعال ما، فعل مباشرى خدا باشند، بلكه بخشى از پديده ها فعل مباشرى موجودات امكانى است، مثلاً خوردن غذا و هضم آن، در گرو داشتن دهان، و دندان، و گلو و غيره است كه پس از فعل و انفعالات خاص هضم شود اين نوع افعال بدون اين جوارح قابل فرض نيست، قهراً نمى توانند فعل مباشرى خدا باشند.
ولى در عين حال همه جهان امكانى نسبت به واجب حالت معنى اسمى و حرفى دارد كه اگر از معنى اسمى صرف نظر شود هيچ نوع جلوه اى وجود ندارد.
نكته ديگر اين كه: يك رشته از اسماى الهى، اسماء اضافى است مانند خالق، رازق، مبدئ، معيد، محيى، مميت، غفور، رحيم و ودود، و مقصود از اسماى اضافى اسم هايى است كه از خارج از ذات خدا، نيز حكايت مى كند مثلاً خالق علاوه بر اين كه بر ذات حق دلالت دارد بر غير او (مخلوق) نيز دلالت مى كند و همچنين است ديگر اسم هاى اضافى، ولى همه آنها تحت اسم واحدى به نام «قيوم» قرار دارند.