منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٤
«كسانى را كه از تو پيروى كرده اند تا روز قيامت فوق كسانى قرار مى دهيم كه كفر ورزيده اند».
مسلّماً فوق در اين جا، فوق حسى نيست، بلكه فوق معنوى است.
٢.(...سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْى نِساءَهُمْ وَ إِنّا فَوقَهُمْ قاهِرُونَ).(اعراف/١٢٧)
«فرزندانشان را خواهيم كشت، زنانشان را اسير خواهيم كرد، و ما برتر از آنان و غالبيم».
گاهى گفته مى شود: «قهار» مبالغه قاهر است، و علاوه بر اين تفاوت جوهرى، توصيف خدا به «قهار» به اعتبار ذات است، در حالى كه توصيف او به «قاهر» به اعتبار فعل است.[١]
و امّا نمايش اين اسم در زندگى ما اين است كه بر دشمنان خود قاهر و پيروز شويم، وبدترين دشمنها نفس اماره است، آنگاه كه بر شهوت و خشم غلبه كرديم بر دشمن خود پيروز شده ايم.
اسم صد و يكم: القدوس
لفظ «قدوس» در قرآن دو بار به عنوان وصف خدا وارد شده است:
١. (هُوَ اللّهُ الَّذِى لا إِلهَ إِلاّ هُوَ المَلِكُ القُدُّوسُ السَّلامُ المُؤْمِنُ المُهَيْمِنُ العَزِيزُ الجَبّارُ المُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللّهِ عَمّا يُشْرِكُونَ).(حشر/٢٣)
«او است خدايى كه جز او خدا نيست، فرمانرواى منزه و بى عيب، ايمنى بخش، حافظ و نگهبان، قدرتمند، خودمختار، بزرگوار، منزه است خدا از آنچه براى اوشريك قرار مى دهند».
٢. (يُسَبِّحُ للّهِ ما فِى السَّمواتِ وَ ما فِى الأَرْضِ المَلِكِ القُدُّوسِ العَزيزِ الحَكيمِ).(جمعه/١)
[١] همدانى، سيد حسين، شرح اسماء حسنى، ص ٨٦.