منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١١
مى فرمايد:
(فالِقُ الإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ القَمَرَ حُسباناً ذلِكَ تَقْدِيرُ العَزِيزِ العَلِيم).(انعام/٩٦)
«او شكافنده صبح است، شب را براى آرامش و خورشيد و ماه را روى نظم معيّن مقرر داشت، اين است اندازه گيرى خداى قدرتمند و دانا».
اكنون بايد ديد معنى «فلق» چيست؟
ابن فارس مى گويد: معنى لغوى آن فرجه وجدايى دو شيئ است.
راغب مى گويد: فلق به معناى جدا كردن چيزى از چيزى است، چنان كه مى فرمايد:(فالِقُ الإِصْباح) و ( إِنَّ اللّه فالِقُ الحَبّ وَالنَّوى...) (انعام/٩٥).
«خدا شكافنده دانه و هسته ها است».
و باز مى فرمايد: (أَعَوذُ بِرَبِّ الفَلَق)(فلق/١):«پناه مى برم به خداى صبح».
و درهر حال بدين جهت در مورد صبح كلمه فالق به كار رفته است كه روشنايى ظلمت را مى شكافد.
اكنون برگرديم مفاد صفات وارد در آيه را توضيح دهيم. درآيه درباره خدا سه صفت وارد شده است:
١. (فالِقُ الإِصْباح): «شكافنده صبح»، و اصباح به معنى صبح است نه به معنى مصدرى.
٢. (وَ جَعَلَ اللَّيلَ سَكَناً): «شب را آرامگاه قرار داد». روح و بدن هر دو در فضاى تاريك و در خواب آرامش مى يابند.
٣. (وَ الشَّمْس وَ القَمرَ حُسباناً): «خورشيد و ماه با نظم معينى مى گردند»، و طبعاً حركت و گردش منظم آنها اساس محاسبات مردم مى باشد و در آيه ديگر به آن تصريح كرده و مى فرمايد: