منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٥
شايد علت اين كه غفار همراه عزيز آمده است اين است كه بخشايندگى او به خاطر عجز وناتوانى نيست بلكه او در عين قدرت مى بخشد، و اين خود كمال است.
نمايش اين اسم در زندگى بشر اين است كه در مواردى كه مصلحت ايجاب مى كند در عين قدرت از تقصير ديگران درگذريم، و در برخى از روايات آمده است از صفات كمال، عفو و گذشت درعين قدرت است.
اسم هشتاد و نهم: الغنى
اسم غنى در قرآن به صورت مرفوع و منصوب بيست بار آمده و در هيجده مورد وصف خدا قرار گرفته است و با اسم هايى مانند: «حميد»، «حليم» و«كريم» همراه مى باشد. چنان كه مى فرمايد:
١. (...وَاعْلَمُوا انَّ اللّهَ غَنِىٌّ حَمِيدٌ). (بقره/٢٦٧)
«بدانيد كه خدا بى نياز و ستوده است».
٢.(قَولٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَة يَتْبَعُها أَذَىً وَ اللّهُ غَنِىٌّ حَلِيمٌ).(بقره/٢٦٣)
«زبان خوش و گذشت، بهتر از صدقه اى است كه آزارى به دنبال داشته باشد خداوند بى نياز و بردبار است».
٣. (...وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّى غَنِىٌّ كَريمٌ).(نمل/٤٠)
«هركس كفر ورزد (شكر نعمت را به جاى نياورد) پروردگار من بى نياز و بزرگوار در احسان است».
امّا معنى لغوى «غنىّ» ابن فارس مى گويد:دو معنى اصلى دارد. يكى از كفايت و بى نيازى، و ديگرى از نوعى صدا حاكى است.