منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٤
است و احياناً با وصف رحيم نيز همراه مى باشد، چنان كه مى فرمايد:
(...وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَ اللّهُ رَؤُوفٌ بِالعِباد).(آل عمران/٣٠)
«خدا شما را از خودش بيم مى دهد، در حالى كه او به بندگان رؤوف ومهربان است».
و باز مى فرمايد:
(وَ ما كانَ اللّهُ لِيُضيعَ إِيمانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنّاسِ لَرَؤُوفٌ رَحيمٌ).(بقره/١٤٣)
«خداوند ايمان شما را تباه نمى كند، زيرا خدا به مردم مهربان و بخشايشگر است».
با توجه به مواردى كه مصدر اين كلمه (رأفت) در قرآن آمده است، مى توان گفت كه اين لفظ حاكى از يك نوع رقت قلب است، چنان كه مى فرمايد:
(...وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِى دِينِ اللّهِ...).(نور/٢)
«هرگز در عمل به دين خدا نسبت به زن و مرد بدكار رقت دست ندهد».
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(وَ جَعَلْنا فِى قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمة).(حديد/٢٧)
«ما در دلهاى كسانى كه از مسيح پيروى كردند، رأفت ورحمت قرار داديم».
بنابر اين به هنگام اطلاق اسم (رؤوف) بر خدا، بايد از لوازم امكانى و خواص مادى آن تجريد شود; يعنى خدا در حالى كه رؤوف است، امّا پيراسته از رقت قلب و تأثر درونى مى باشد.
آخرين نكته اين كه در آيات قرآن اسم«رؤوف » بر رحيم مقدم است و شايد وجه آن اين باشد كه رحيم به كسى مى گويند كه مورد ترحم را از نزديك مشاهده مى كند و فقر او را لمس كرده، در اين حالت ابراز همدردى مى كند; در حالى كه رؤوف كسى را مى گويند كه به ديگران نيكى كند، هرچند از نزديك وضع آنان را مشاهده نكند و در جدول فضايل نفسانى دومى برترى دارد، شايد