منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٤
«وبر وارث او نيز مانند آن است».
ولى مسلماً وراثت خدا برتر از وراثت ديگران است.
چيزى كه در آيه بايد مورد دقت قرار گيرد اين است كه پس از نداى (ربّ لا تَذَرْنى فَرداً)جمله (وَ أَنْتَ خَيرُ الوارِثينَ) به عنوان استدراك وارد شده است. اكنون بايد ديد هدف از آوردن اين جمله چيست، در باره اين پرسش مى توان گفت جمله نخست حاكى است كه زكريا مى گويد:خدايا! مرا تنها مگذار، و با دادن فرزند به من وارثى عطا فرما، ناگهان به ذهن زكريا خطور مى كند، اگر هدف از درخواست فرزند وارث بودن است خدا كه وارث همگان و بهترين وارثها است، ديگر چه نيازى به درخواست وارث است. براى رفع ابهام يادآور مى شود كه تفاوت ميان دو وارث زياد است، وارث مورد نظر من من وارث موقتى است كه او نيز بسان مورّث، مى ميرد و ارث او به ديگران منتقل مى گردد. در حالى كه وارث بودن خدا پيوسته و دايمى است چنان كه مى فرمايد:
(...وَ للّهِ مِيراثُ السَّماواتِوَ الأَرْض وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبير).(آل عمران/١٨٠)
«براى خدا است ارث آسمانها و زمين، خدا از آنچه كه انجام مى دهيد آگاه است».
و نيز مى فرمايد:
(وَ إِنّا لنحنُ نُحْيى و نُميتُ وَنَحْنُ الوارثُون...) (حجر/٢٣)
«و ما زنده مى كنيم و مى ميرانيم وما وارث همگانيم».
اسم چهل و هشتم: خير حافظاً
اين اسم در قرآن يك بار آمده، آن هم به عنوان وصف خدا وارد شده است چنان كه مى فرمايد: