منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢١
متكلمان دينى درباره آن به طور گسترده بحث كرده اند و ما فقط به صورت گذرا به پاسخ آن اشاره كرده و تفصيل آن را به كتاب «الالهيات»[١] ارجاع مى دهيم.
پاسخ اجمالى آن اين است كه كسانى كه برخى از حوادث را شرّ و بد مى خوانند، به پديده ها با ديده محدود مى نگرند، در اين نگرش، مصالح شخصى و يا مصالح اقوام و بستگان و حداكثر منطقه را در نظر مى گيرند، و آنگاه كه درباره خير و شر بودن حوادث داورى مى كنند مثلاً آنگاه كه طوفانى مىوزد و مزرعه سر سبز وخرم را خشك و خزان مى سازد، يا سيلى كه سرازير مى شود و آبادى را به صورت مخروبه در مى آورد و يا زلزله اى رخ مى دهد و گروهى را به كام مرگ فرو مى برد، همه اين حوادث را شرّ مى نامند،زيرا محور قضاوت خودو بستگان و حداكثر منطقه است كه در آن زندگى مى كنند.
در حالى كه از ديگر مناطق و از ديگر زمانها ـ گذشته و آينده ـ غفلت ورزيده و آنها را ناديده مى گيرند. با اين كه ممكن است يك رشته حوادث خير در گذشته كه حيات امت در گرو آن بود ملازم با چنين حادثه ناگوار بوده همچنان كه ممكن است اين حوادث مقدمه خير فزونى باشد كه در آينده انجام خواهد گرفت. و چون ما از گذشته و آينده بى اطلاعيم، حوادث را شر و بد مى خوانيم، ولى اگر گذشته و آينده مانند حالا در چشم انداز ما قرار مى گرفت و از بركات اين حوادث در دو زمان آگاه بوديم، اين شر را در مقابل آن خير كثير چندان مهم نمى شمرديم.
البته ما نمى گوييم حتماً اين حوادث دربرگيرنده خيراتى در گذشته و آينده بوده و خواهد بود ولى احتمال آن، ما را از داورى قطعى درباره آنها باز مى دارد.
فرض كنيد در يك منطقه مسكونى بولدزرى مشغول كار است و خانه ها را يكى پس از ديگرى كوبيده و به صورت زمين مسطح درمى آورد، رهگذرى كه از
[١] الالهيات، ج١، ص ٢٧١ـ٢٧٧.