منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠
انديشه و تعقل باز نمى دارد، او از دو راه مسائل ماوراى طبيعت را حل مى كند، گاهى از مطالعه عالم آفرينش و اتقان در خلقت بر جمال و كمال خالق آن استدلال كرده و از اين طريق روزنه اى به غيب، به روى خود باز مى كند، و گاهى ديگر از طريق تدبر و تفكر وتنظيم قياسهاى منطقى كه منتهى به مسائل بديهى و ضرورى مى شوند، به داورى درمعارف مى نشيند و در حقيقت هم از مطالعه عالم طبيعت بهره مى گيرد و هم از طريق فكر و انديشه.
قرآن به راه نخست در اين دو آيه اشاره مى كند:
(وَ فِى الأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ*وَ فِى أَنْفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ). (ذاريات/٢٠ـ٢١)
«در زمين و در وجود خودتان نشانه هايى براى طالبان يقين است، چرا با ديده بصيرت نمى نگريد؟».
در اين جا از مطالعه طبيعت و به كار گرفتن حس و آن گاه داورى خرد به نتيجه مى رسيم.
و در آيات ديگر به راه دوم اشاره مى كند، آن جا كه مسئله شرك و دوگانگى را از طريق برهان عقل ابطال مى كند، چنان كه در آيه ٢٢ سوره انبياء و ٩١ مؤمنون گذشت.
لازم به يادآورى است كه قرآن (ماده) عقل را با تمام صور و مشتقاتش، چهل و هفت بار تكرار كرده، و ماده (فكر) هيجده بار و كلمه (لب) را شانزده بار و تدبر را دوبار به كار گرفته است و همه اين واژه ها، نشانه لزوم تفكر و تعقل در مجموع مسائل مربوط به انسان و جهان و آفريدگار آن است.
راههاى شناسايى ماوراى طبيعت
شناسايى ماوراى طبيعت آن چنان نيست كه براى بشر امكان پذير نباشد،