منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٣
ناظر به معنى دوم باشد، آن جا كه مى فرمايد:
(وَ يحقّ اللّهُ الحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَلَو كَرِهَ المُجْرِمُونَ). (يونس/٨٢)
«خدا حق را با افعال (كلمات) خود پايدار مى سازد، هرچند گنهكاران نپسندند».
هرگاه مقصود از كلمات افعال الهى باشد، در اين صورت خدا با فعل خود به ممكنات حقانيت و واقعيت مى بخشد و نوعى ثبات و استوارى به آنها عطا مى كند.
بنابر اين «ممكنات» از آن نظر كه وابسته به حق است، بهره اى از حق دارد، در حالى كه اگر ازاين وابستگى چشم پوشيده شود، باطل و پوچ محض است و شايد اين بيان گفتار لبيد را روشن مى كند آن جا كه مى گويد:
أَلا كلُّ شىء ما خَلا اللّه باطل *** و كلُّ نعيم لا محالة زائل
«آگاه باش هر چيزى جز خدا باطل محض است، و همه نعمتها سرانجام نابود مى شوند».
از اين بيان مى توان بلندى و استوارى مضمون آيه زير را درك كرد:
(ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ وَأَنّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الباطلُ و انّ اللّهَ هُوَ العَلِىُّ الكَبير).(لقمان/٣٠)
«اين كه تدبير جهان در دست او است، براى اين است كه خدا حق است و آنچه كه جز او مى خوانند(مى پرستند) باطل است و او است بلند مرتبه و بزرگ».
اين آيه با اين اختصار و ايجاز بيانگر معارفى است كه به آنها اشاره مى شود:
١. حق مطلق خدا است، هيچ كس جز او و به اين وصف و اسم خوانده نمى شود.
٢. بتهايى كه عرب جاهلى آنها را مى پرستيدند، و آنها را آلهه مى خواندند، از الوهيت چيزى جز اسم ندارند، از اين جهت باطل محض اند.