منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
برخى از افعال خدا نسبت به برخى ديگر، كاملاً روشن است و نمى شود در اين جا احتمال عكس داد، مثلاً آفريده شدن شير در پستان مادر به هنگام تولد نوزاد، گواه روشن است كه غايت از آفريدن آن تغذيه كودك است، زيرا براى دستگاه هاضمه كودك، جز شير چيزى نمى طلبد، در اين جا نمى توان گفت نوزاد غايت وجود شير است.
ب. مجموع جهان را به طور يك پارچه مطالعه كنيم، در اين صورت مجموع جهان يك غايت بيش ندارد و آن ذات اقدس خدا است، يعنى اجزاى عالم آفرينش دست به هم داده انسانهايى كامل را در دامن خود پرورش مى دهند، سرانجام از نظر دانش وعلم و قدرت مظهر صفات خدا بوده و گوش و چشم و ديگر ابزار شناخت آنها همگى خداگونه مى شود و به كمال مناسب خود مى رسد. و در هر صورت، نمى توان فعلى را يافت كه در آن غايت نباشد.
در اين جا نكته قابل توجه اين است كه برخى از فلاسفه، نظريه حكما را با اشاعره يكسان دانسته و مى گويند هر دو گروه معتقدند كه فعل خدا مجرد از غايت است و شگفت اين جا است كه اين دو گروه كه از نظر طرز تفكر در دو طرف مخالفند، يكسان فكر كنند.
ولى اشتباه اين جا است كه نظريه حكما درست تفسير نشده است ومرحوم صدر المتألهين اين نكته را يادآور شده و مى گويد:«گروهى از «معطله» فعل خدا را خالى از حكمت و مصلحت قلمداد كرده اند، در حالى كه طبيعت فاقد غايت نيست».[١]
و نيز مى گويد: «هرگز حكما غرض و غايت را از افعال خدا به صورت مطلق نفى نكرده اند، بلكه در موردى نفى كرده اند كه وجود امكانى يك جا مورد مطالعه قرار گيرد، بدون آن كه در آنها برخى را مقدمه برخى و به صورت اوايل و
[١] صدر الدين شيرازى، اسفار، ج٢، ص ٢٧٠.