منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٨
است، چنانكه مى فرمايد:(...وَ تَعالى عَمّا يُشْرِكُونَ).(يونس/١٨)
ظاهر اين است كه اعلى به معنى برتر از همه جهات است و يك چنين علو و برترى دو معنى مزبور را به دنبال دارد، هم قاهريت و هم تنزيه از مثل و مانند.
اسم ششم: الأعلم
لفظ اعلم در قرآن بيست و نه بار آمده و در همه موارد به عنوان وصف خدا به كار رفته است. قال سبحانه:
(...يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِى قُلُوبِهِمْ وَ اللّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ).(آل عمران/١٦٧)
«به زبان چيزى را مى گويند كه در دل آنان نيست و خدا با آنچه كه مكتوم مى دارند، آگاهتر است».
و نيز مى فرمايد:
(...اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَل رِسالتَهُ...). (انعام/١٢٤)
«خدا داناتر است كه رسالت خود را بر عهده چه كسى بگذارد».
در اين جا بايد توجه نمود كه «اعلم» صيغه افعل تفضيل است و مقتضاى آن، از نظر لغوى اين است كه مبدأ(علم) در هر دو طرف باشد، ولى يك طرف نسبت به طرف ديگر برترى داشته باشد، بنابر اين بايد در تفسير آيه ياد شده چنين گفت:هم منكران نبوت داراى علمند و هم خدا، ولى علم خدا فزون تر بر علم آنهاست; البته اين ظاهر آيه است، ولى اگر مجموع آيه را مطالعه كنيم روشن مى شود كه دراين مورد تفاضل وجود ندارد، بلكه هدف اثبات علم براى خدا و نفى علم از مشركان است، زيرا مشركان ايمان خود را بر حقانيت پيامبر مشروط به اين مى كردند كه به آنان نيز وحى شودتا از طريق وحى