دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٨٠
| برلس جلد: ١١ شماره مقاله:٤٧٨٠ |
بُرُلُّس، يا بَرَلُّس، شهر و شهرستانى به همين نام در مصر در شمال دلتاي
نيل و كنار درياي مديترانه. برلس معرب نام يونانى «پارالوس» به معنى
منطقة كنار درياست (نك: ماسپرو، ٤٢ ؛ ; ٢ . ابوالفدا مىنويسد كه اگر در ساحل
نيل به سوي مغرب پيش روند، ابتدا به برلس و در انتها به اسكندريه مىرسند
(ص ١١٧). ابن سعيد مغربى نيز اين شهر را در شرق اسكندريه دانسته، و افزوده
است كه دريا از اين شهر به جنوب ميل مىكند (ص ٨٢). در نزديكى برلس
درياچهاي وجود دارد كه يعقوبى آن را درياچة نمك ناميده است (ص ٣٣٨). اين
درياچه را در نوشتههاي معاصر درياچة برلس نام دادهاند كه در شمال دلتاي
كوچك نيل قرار دارد (نك: ركلو، .(X/١٠٧
برلس در زمان خلافت عمر، همراه با اسكندريه گشوده شد (ابن عبدالحكم، ٨٤ -
٨٥). در زمان ولايت عابس بن سعيد مرادي (٥٣ق)، روميان به اين شهر تاختند و
جمع كثيري از سپاه اسلام نيز در اين حمله كشته شدند (كندي، ٣٨؛ نيز:
ماسپرو، همانجا). اين شهر به گفتة مقدسى جزو اسكندريه بود (ص ١٩٤). سمعانى در
سدة ٦ق بر اهميت برلس تأكيد ورزيده، و اضافه كرده است كه در مصر نظير آن
وجود ندارد، به گونهاي كه هر كس كه به قضاي اين شهر منصوب شود، همانند
آن است كه بر قضاي مصر گمارده شده است (٢/١٧٩).
برلس شهر صيد ماهى است و در نزديكى آن در راه اجنا قلعهاي بر كنار دريا
وجود داشته كه مركز بزرگ دادوستد بوده است (نك: ابنحوقل، ١/١٣٩). مقريزي از
امكانات فراوان صيدماهى در اين شهر ياد كرده ( الخطط، ٢ (٣)/ ١٤٢-١٤٣)، و نيز
از وجود ديري در نزديكى درياچة برلس خبرداده است كه مسيحيان آن را همچون
دير قمامه در قدس زيارت مىكردند ( السلوك، ٤(٣)/١٠٣٤).
برلس در ١٢٨٨ق/١٨٧١م به شهرستان بدل شد كه شامل ٤ شهر از ايالت غربى مصر،
و مركز آن شهر بلطيم بود. در ١٨٨٦م، «مأموريه» خوانده شد و سپس در ١٩٣١م
منحل گرديد و شهرهاي جزو آن بجز بلطيم و برلس به كفر شيخ ملحق گرديد
(رمزي، ٢ (٢)/١٢). برلس در ١٩٤٩م مركز «مديرية» فؤاديه شد و پس از انحلال آن
در ١٣٣٠ش/ ١٩٥١م مركز برلس متشكل از ٩ ناحيه ايجاد گرديد ( كشف ...، ٢٣٣).
ابنفضل الله عمري آورده است كه گروهى از فرزندان عديبنكعب كه جمعى از
فرزندان عمربنخطاب و در رأس آنها خلفبن نصر عمري جزو آنها بودند، به برلس
رفته، و در آنجا ساكن شدند و او خود را از نوادگان آنها معرفى كرده است (ص
١٥٦).
برلس را بلاد صالحين ناميدهاند (ابنبطوطه، ٣٢). ياقوت آورده است كه ١٢تن
از صحابة پيامبر(ص) كه اساميشان شناخته نشده است، اهل برلس بودند (١/٥٩٣).
از جمله ديگر بزرگان منسوب به برلس عبدالله بن يحيى معافري برلسى،
ابواسحاق ابراهيم بن سليمان بن داوود معروف به ابوداوود برلسى اسدي
(سمعانى، ٢/١٨٠) و نورالدين على بلطيمى ضرير معروف به ابنشاور برلسى بود.
قبر شيخ مرزوق صاحب مكاشفات هم در برلس است (ابن بطوطه، همانجا؛
ابناياس، ٣/٣٩؛ ياقوت، همانجا).
مآخذ: ابن اياس، محمد، بدائع الزهور، قاهره، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ ابن بطوطه، رحلة،
بيروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ ابن حوقل، محمد، صورةالارض، به كوشش كرامرس، ليدن،
١٩٣٨م؛ ابنسعيد مغربى، على، بسط الارض، تطوان، ١٩٥٨م؛ ابن عبدالحكم،
عبدالرحمان، فتوح مصر و اخبارها، قاهره، ١٤١١ق/١٩٩١م؛ ابن فضل الله، عمري،
احمد، مسالك الابصار، به كوشش دُرُتئا كراوولسكى، بيروت، ١٤٠٦ق /١٩٨٥م؛
ابوالفدا، تقويم البلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاريس، ١٨٤٠م؛ رمزي، محمد،
القاموس الجغرافى للبلاد المصرية، قاهره، ١٩٥٤- ١٩٥٥م؛ سمعانى، عبدالكريم،
الانساب، حيدر آباددكن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ قلقشندي، احمد، صبحالاعشى، قاهره،
١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ كشف اسماء المدن و النواحى المعتبرة...، قاهره، ١٩٥٥م؛ كندي،
محمد، الولاة و القضاة، ليدن، ١٩١٢م؛ مقدسى، محمد، احسن التقاسيم، به كوشش
دخويه، ليدن، ١٩٠٦م؛ مقريزي، احمد، الخطط، قاهره، ١٩٢٢م؛ همو، السلوك،
قاهره، ١٩٥٨م؛ ياقوت بلدان؛ يعقوبى، احمد، « البلدان، »، همراه الاعلاق
النفيسة ابن رسته، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٩١م؛ نيز:
٢ ; Maspero, J., and, G. Wiet, Mat E riaux pour servir H la g E ographie de
l'Egypte, Cairo, ١٩٩٢; Reclus, E., Nouvelle g E ographie universelle, Paris,
١٨٨٥.
پرويز امين