دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٧٦
| باغچهسراي جلد: ١١ شماره مقاله:٤٣٧٦ |
باغَچهسَراي، شهري در شبه جزيرة كريمه كه زمانى تختگاه خانات تاتار بود.
اين شهر در ٣٢ كيلومتري شهر سيمفروپل و ساحل درياي سياه در ٤٤ و ٤٥ عرض
شمالى و ٥١ و ٣٣ طول شرقى واقع است ( بروكهاوس، و اكنون مركز شهرستانى است
به همين نام در جمهوري اوكرائين كه جمعيت آن در ١٩٦٩م/١٣٤٨ش حدود ١٥ هزار
نفر III/٥٦) , ٣ BSE)، و در ١٩٩٠م/١٣٦٩ش حدود ٦٠٠ ،٢٦نفر بوده است ( آمريكانا).
باغچهسراي در منطقة بسيار خوش منظرهاي از حوضة رود چوروكسو ( ، BSEهمانجا؛
«دائرةالمعارف جغرافيايى...١»، )، I/٢٠١ و در دشت تنگى نهاده شده كه در شرق
آن درهاي به نام سالچيك واقع است. در انتهاي درة سالچيك دژي كوهستانى
به نام جهود قلعه وجود دارد (بارتولد، .(III/٣٦٨ اين ناحيه از سوي اميران
تاتار، براي اسكان يهودان كريمه تخصيص يافته بود. تا سدة ١٩م، بوميان شبه
جزيرة كريمه آنجا را قِرقِر يا قرقري مىناميدند (همانجا). اين نام نخستين بار
در نوشتة ابوالفدا آمده كه ظاهراً معناي آن ٤٠ مرد است. قرقر يا قرقري
قلعهاي است تسخير ناپذير بر سركوهى در شمال صاري كرمان كه دسترسى بدان
دشوار است. در نزديكى آن كوهى بلند به نام جاطرطاق وجود دارد كه از درياي
سياه مىتوان آن را مشاهده كرد (ابوالفدا، ٢١٤، ٢١٥). ابوالفدا مردم قرقر را
از قوم آص (آس) ناميده است (ص ٢١٥). قوم آس مردمى ايرانى نژاد و ايرانى
زبانند (نك: ه د، اوستيا، نيز آسى). بعضى از محققان معناي ٤٠ مرد را براي قرقر
درست ندانسته، آن را قرق - اور (٤٠ قلعه) معنا كردهاند. بارتولد مىنويسد كه
بر سكههاي يافت شده، نام قرق - ير آمده كه به معناي ٤٠ جاي است
(همانجا). چنين به نظر مىرسد كه حاجى گراي از نوادگان جوجى، فرزند چنگيز و
بنيادگذار دودمان گراي در ٨٥٨ق/١٤٥٤م تختگاه خود را به قرق - ير انتقال
داده بود (همانجا). در اوايل سدة ١٠ق/١٦م منگلىگراي در سومين دورة
فرمانروايى خويش (٨٨٣ -٩٢٠ق/١٤٧٨- ١٥١٤م) باغچهسراي را بنا نهاد و آن را
تختگاه خود قرار داد («دائرةالمعارف تاريخى...٢»، .(III/١٧٨
در يك كيلومتري غرب باغچهسراي در دشت چيريك، خرابههاي قصبهاي وجود دارد
كه تاتارهاي كريمه آن را اسكى يورت (سرزمين كهن) مىنامند. در اينجا
گورهايى از خانهاي كريمه، متعلق به سدة ١٠ق/١٦م وجود دارد (بارتولد، همانجا؛
نيز نك: زامباور، ٣٦٧-٣٦٩؛ اوزون چارشيلى، .(II/٤٢١ باغچهسراي شهري آزاد بود و
بازرگانان از نواحى مختلف بدانجا رفت و آمد داشتند. برونفسكى سفير لهستان در
٩٨٦ق/١٥٧٨م از آنجا به عنوان شهري كوچك كه در آن قصر خانهاي كريمه و
مسجدي از سنگ بنا شده بود، خبر مىدهد (بارتولد، همانجا).
در زمان فرمانروايى اسلام گراي سوم (١٠٥٤-١٠٦٤ق/١٦٤٤- ١٦٥٤م) (زامباور،
٣٦٨)، باغچهسراي از اهميت ويژهاي برخوردار گرديد (بارتولد، .(III/٣٦٩ در
١١٤٩ق/١٧٣٦م باغچهسراي به تصرف روسها درآمد و بخشى از شهر به آتش كشيده
شد. يك چهارم شهر، از جمله كاخ، مسجد مشهور و كتابخانة آن در آتش سوخت
(همانجا). در آن زمان شهر داراي دو هزار خانه بود. در عهد سلامتگراي دوم
(١١٥٣-١١٥٦ق/١٧٤٠-١٧٤٣م) (زامباور، همانجا)، بخشى از ويرانيهاي شهر بازسازي شد
و روبهروي كاخ، مسجد و كتابخانة ديگري بنا گرديد (بارتولد، همانجا). از
١١٩٧ق/١٧٨٣م، شبه جزيرة كريمه به روسيه ملحق شد. در ١٢٠١ق/١٧٨٧م، كاخ به
مناسبت سفر و بازديد كاترين دوم امپراتريس روسيه، بازسازي شد. در آن زمان
در شهر ٣١ مسجد، يك كليساي يونانى، يك كليساي ارمنى، دو صومعه و دو حمام
وجود داشت. در منظومة الكساندر پوشكين از كاخ باغچهسراي با عنوان «فوارة
باغچهسراي» ياد شده است (نك: همانجا).
ميان دولتهاي روسيه و عثمانى بر سر تصرف شبه جزيرة كريمه چند بار
درگيريهايى روي داد. در ١٦٨١م پيمان صلحى ميان طرفين براي مدت ٢٠ سال به
امضا رسيد كه به پيمان صلح باغچه سراي شهرت دارد ( بروكهاوس، .(III/٢١٥ در
اواخر سدة ١٩ و اوايل سدة ٢٠م باغچه سراي به يكى از مراكز تبليغ فرهنگ
اسلامى در شبه جزيرة كريمه بدل گرديد؛ تا آنجا كه يكى از مسلمانان، به نام
اسماعيل گاسپرالى مدتى شهردار باغچه سراي بود. وي در ١٨٧٩م به انتشار
روزنامة ترجمان دست زد كه مدافع منافع ملى - مذهبى مسلمانان روسيه بود
(زارهواند، .(٣٨ او معتقد بود كه آيندة بشر از آن اسلام است. وي در بعضى
مسائل با سيدجمالالدين اسدآبادي اختلاف نظر داشت و كسانى را كه رستگاري
اسلام را در تقليد از تمدن اروپا مىدانستند، نكوهش مىكرد و بر آن بود كه
اسلام قادر است در مقام رقابت با غرب برآيد و در عين حال روح خود را از
دست ندهد (بنيگسن، ١٣٥-١٣٦).
مآخذ: ابوالفدا، تقويم البلدان، به كوشش رنو و دوسلان، پاريس، ١٨٤٠م؛
بنيگسن، الكساندر و مري براكس آپ، مسلمانان شوروي، گذشته، حال و آينده،
ترجمة كاوه بيات، تهران، ١٣٧٠ش؛ زامباور، معجم الانساب و الاسرات الحاكمة،
ترجمة زكى محمد حسن و حسن احمد محمود، قاهره، ١٩٥١م؛ نيز:
Americana, ١٩٩٦; Barthold,W.W., Sochineniya, Moscow, ١٩٦٥; Brockhaus,
Entsiklopedicheski o slovar', St. Petersburg, ١٨٩١; BSE ٣ ; Kratkaya
geograficheskaya entsiklopediya, Moscow, ١٩٦٠; Sovets- kaya istoricheskaya
entsiklopediya, Moscow, ١٩٦٢; Uzun ٥ ars o l o , I. H., Osmanl o tarihi, Ankara,
١٩٨٣; Zarevand, Turtsiya i panturanizm, Paris, ١٩٣٠.
عنايتالله رضا