دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٩٠
| بدايعنگار، ميرزامهدي جلد: ١١ شماره مقاله:٤٥٩٠ |
بَدايِعْنِگار، ميرزامهدي (١٢٧٩-١٣٦٠ق/١٨٦٢-١٩٤١م)، فرزند سيدمصطفى حسينى
تفرشى، مؤلف، اديب و دولتمرد عصر قاجار. او در تهران متولد شد و تحصيلات خود
را در همين شهر در زمينههاي صرف و نحو، علوم دينى، نجوم، رمل، رياضى،
حكمت و عرفان آغاز كرد و در اين راه توانست از ميرزا حسين نوري و شيخ محمد
كاظمينى اجازة روايت گيرد و آثار بسيار متنوعى نيز تأليف كند (خيابانى، ٢٣٦-
٢٣٧؛ مدرس، ٥/١٢٠؛ بدايع نگار، خيرالكلام، ٥ -٦).
بدايعنگار افزون بر فضل و دانشى كه در علوم معقول و منقول داشت، از سنين
نوجوانى به مشاغل اداري و دولتى روي آورد. در ١٢٩٧ق/١٨٨٠م منشى وزارت
خارجه شد و در ١٣٠١ق به عضويت شوراي دولتى، و در ١٣٢٩ق/١٩١١م به عضويت
مجلس مشاورة وزارت خارجه درآمد و مدتى نيز به نيابت اين وزارتخانه رسيد. او
همچنين موفق به دريافت نشان شير و خورشيد در ١٣٠٧ق، نشان و حمايل امير
تومانى در ١٣١٣ق شد (ممتحنالدوله، ٢١٢-٢١٣؛ مرسلوند، ٢/٣٦؛ بامداد، ٦/٢٧٣؛
ايزدگشسب، ١٤٢). ميرزا مهدي پس از درگذشت همكارش محمد ابراهيم نواب، ملقب
به بدايع نگار (١٢٩٩ق) در ١٣٠٠ يا ١٣٠١ق به همين لقب خوانده شد (همانجاها).
بدايع نگار سرانجام در تهران درگذشت و احتمالاً در همين شهر هم به خاك
سپرده شد.
بدايع نگار شعر نيز مىسرود. او تخلص خود را «مخلص» و «لاهوتى» ذكر كرده است
(نك: رياض...، ٣، بدايع الاسرار، ٢، بدايع المواليد، ١). مجموع سرودههاي
بدايع نگار به گفتة خود او به ١٨ هزار بيت مىرسد ( خيرالكلام،٢٨٩). اين
اشعار با وجود ستايش مبالغهآميز سراينده (همان، ٦، ٢٨٩) داراي پايهاي متوسط،
گاه ضعيف است. شاعر در اين سرودهها كه فاقد نوآوري و ابداع است، به شيوه
و سبك گذشتگان در قالبها و موضوعات گوناگون طبعآزمايى كرده است (نك:
«ابيات...»، ٢، جم؛ خيرالكلام، سراسر كتاب).
آثار منثور بدايع نگار، نشان از سادگى، روانى و اختصار آنها دارد، هر چند خود
به كرات و با تمجيد فراوان از جامعيت، ايجاز و مفيد بودن آثارش ياد كرده
است (نك: همان، ٦، بدايعالاسرار، ٢-٣، ١٤١، رياض، ٤).
آثار:
الف - آثار منظوم:
١. خيرالكلام، مثنوي حكمى و تعليمى، آميخته به اخبار، روايات و قصص، متأثر
از مثنوي معنوي در حدود ٦ هزار بيت. بدايع نگار در مقدمة اين اثر - كه آن را
در ١٣٤٠ق و در عهد احمد شاه قاجار به اتمام رسانده است - ضمن اشاره به
اشعار مدحى خود براي «ناكسان»، سرودن اين مثنوي را حاصل عزلتگزينى از خلق
و زبان حال خود در پيري شمرده است (ص ٦). وي در پايان در «سبب ختم كتاب»
از نادانى و تعصب مردم زمانه به خصوص عالمان عصر شكوه كرده، و طعنه و
انكار آنان را سبب ناتمام گذاردن كتاب شمرده است (ص ٢٨٨- ٢٩٠). خيرالكلام
در سالهاي ١٣١٩ و ١٣٢٢ش در تهران به چاپ رسيده است.
٢. ديوان. بدايع نگار به ديوان ١٠ هزار بيتى خود شامل غزل و قصيده اشاره
كرده است (همان، ٦). اين ديوان در ١٣٠٦ش، و منتخب اشعار او در ١٣٢٢ش، و
نمونة ديگري از اشعار وي در ١٣٤٦ق در تهران به چاپ رسيده است. افزون بر
اين، پارهاي از اشعار، مطايبات و هزليات برگرفته از ديوان او نيز در حاشيه
و انتهاي كتاب بدايع الاسرار او آمده است.
ب - آثار منثور:
١. افتضاح الكافرين، در بيان اختلافات انجيلهاي چهارگانه. اين كتاب همراه
با بدايع الاحكام و بدايع المهدويه از آثار مؤلف، به كوشش محمد قزوينى در
تهران چاپ شده است (١٣٢٤ق).
٢. ايران نامه. اين كتاب با موضوع تاريخ در استانبول به چاپ رسيده است.
٣. بدايع الاحكام فى فقه الاسلام، ترجمة فارسى بدايع المهدوية فى فقه
الاثنى عشرية خود اوست. وي گفتارهايى از بزرگان مذاهب اهل سنت را به كتاب
افزوده، و «اختصار» و «جامعيت» اين گفتارها را از امتيازات كتاب برشمرده
است. تأليف اين اثر در ١٣١٨ق به پايان رسيده است (بدايع نگار، بدايع
الاسرار، ٢-٣؛ آقابزرگ، ٣/٦١).
٤. بدايع الاسرار، در اصول دين و بيان مذاهب و اختلاف آنها از ديدگاه حكمت،
عرفان، كلام، اخبار و روايات. اين كتاب مشتمل بر ٥ بخش با عنوان «سرّ» و
فصلهاي كوچكتري با عنوان «بديعه» است. تأليف بدايع الاسرار در ١٣٢٩ق به
انجام رسيد و در ١٣٣٢ق در تهران چاپ شد.
٥. بدايع الانساب فى مدفن الاطياب، در بيان مدفن برخى از سادات و
امامزادگان به زبان فارسى. اين كتاب خلاصه و گزيدهاي است از كتاب خلاصة
التواريخ در انساب كه در ١٣٥٠ق نوشته شده، و به همراه مختصر جغرافى دنيا و
بدايع البيان در تهران در ١٣٥٩ق/ ١٣١٩ش به چاپ رسيده است (آستان...،
٦/٦٤٢).
٦. بدايع الانوار فى احوال سابع الائمة الاطهار، يا بدايع الانوار فى احوال
سابع الاطهار، در شرح احوال امام موسى كاظم(ع) بر پاية احاديث و مراجع
تاريخى شيعه، در ٣ باب. به نظر مىرسد كه اين كتاب در شمار نخستين و
مفصلترين آثار بدايع نگار است كه مورد تأييد مراجع شيعى از جمله ميرزا
محمدحسن شيرازي قرار گرفته است. تأليف كتاب در ١٣٠٠ يا ١٣٠٢ق به انجام
رسيده، و در ١٣٠٦ق در تهران چاپ شده است (نك: استوري، ٢/٩٩٧؛ ملى، ١/٣١٤؛
منزوي، ٣/١٥٦١).
٧. بدايع البيان فى جامع القرآن، در قرائات، ناسخ، منسوخ، سور و نزول و
ثمرات سور، در ٨ باب در ١٣٤٦ق تأليف شده (آقابزرگ، ٢٦/٨٨؛ مشار، ٦/٤٣٠-٤٣١؛
نيز نك: استوري، همانجا)، و در ١٣٥٩ق/ ١٣١٩ش چاپ شده است.
٨. بدايع الحكمة، در كلام، به زبان عربى و فارسى، كه در ١٣٤٥ق در تهران
به چاپ رسيده است.
٩. بدايع العروض، در تهران در ١٣٤٤ق/١٣٠٤ش چاپ شده است.
١٠. بدايع المواليد، در تعيين روزهاي ولادت و رحلت امامان معصوم(ع) كه در
١٣٤٠ق تأليف شده است. اين كتاب به اختصار و با نثر مرسل در ١٤ بديعه
(بخش)، يك مقدمه و يك خاتمه نگاشته شده، و در ١٣٠٤ش در تهران به چاپ
رسيده است.
١١. بدايع المهدوية فى فقه الاثنى عشريه (نك: آثار منثور، شم ١، ٣).
١٢. بدايع الوصول الى علم الاصول، در اصول فقه، به زبان فارسى. اين
كتاب در ١٣٢٤ق در تهران به چاپ رسيده است.
١٣. البديعية فى شرح الفية، شرح الفية ابن مالك نحوي كه به زبان عربى
نوشته شده، و با لاهوتيه (شم ١٨) در ١٣١٩ق در تهران چاپ شده است.
١٤. توضيح البيان فى تسهيل الاوزان (تهران، ١٣١٣ق).
١٥. جغرافياي دنيا (تهران، ١٣١٩ش).
١٦. رياض المنجمين، در هيأت جديد و قديم، تقويم و نجوم، به زبان فارسى و
به نثر مرسل، مشتمل بر يك مقدمه، دو مقاله، ١٠ باب و يك خاتمه. اين كتاب
به نام ناصرالدين شاه در ١٣٠٠ق تأليف شده، و در ١٣٠١ق در تهران به چاپ
رسيده است.
١٧. فتح نامة هرات. در تهران چاپ شده است.
١٨. لاهوتيه، ترجمهاي فارسى از شرح تهذيب المنطق تفتازانى (تهران،
١٣١٩ق).
آثار خطى: ١. رسالة معاد (متمم كفاية العرفان ).بدايع نگار اين رساله را يك
سال پس از تأليف كفاية العرفان و در جهت تكميل آن، مشتمل بر يك مقدمه، ١٣
فصل و يك خاتمه به نام ناصرالدين شاه نگاشته است (ملى، ٢/٤٥-٤٦)؛ ٢.
كفاية العرفان، در عقايد و اصول دين، به شيوة عرفانى كه به زبان فارسى
نگاشته شده است (همان، ١/٤٠٢-٤٠٣).
آثار يافت نشده يا منسوب: ١. ازهار الربيع (نك: مرسلوند، ٢/٣٧). آقابزرگ مؤلف
اين كتاب را ميرزا فضلالله فرزند ملاداوود سدخروي (سودخري) مشهدي، ملقب به
بدايع نگار و معروف به ملاباشى (د ١٣٤٣ق) دانسته است (١/٥٣٤، ٢١/١٥٦)؛ ٢.
بدايع الحساب، منتخب و گزيدة الخلاصة البهائيه، يا خلاصة الحسابِ شيخ بهايى
(همو، ٣/٦٤؛ منزوي، ٤/٢٦١٥؛ نيز نك: بدايع نگار، بدايع المواليد، برگ آغازين)؛
٣. بدايع الرمل، در علم رمل (نك: همانجا، نيز خيرالكلام، ٦)؛ ٤. حمدان و
نمدان، در حكايات مضحك و مطايبات (نك: همو، بدايع المواليد، همانجا؛ آقابزرگ،
٧/٩٠)؛ ٥. صراط العارفين فى اصولالدين، شرح فارسى رسالة اصولالدين كه توسط
ميرداوود بن اسماعيل بن حسين حسينى تفرشى، جد اعلاي بدايع نگار تأليف شده
است (نك: همو، ٢/١٨٧، ١٥/٣٤)؛ ٦. عقايد المنصفين، دربارة اختلاف تورات و انجيل
(نك: بدايع نگار، بدايع المواليد، همانجا)؛ ٧. العلائم البديعة، در احوال و
تصانيف علماي شيعه (نك: آقابزرگ، ١٠/١٥٤، ١٥/٣٠٨)؛ ٨. منظومة سجاديه، مشتمل
بر هزار بيت در شرح احوال امام زينالعابدين(ع) (بدايع نگار، رياض، ٣-٤).
مآخذ: آستان قدس، فهرست؛ آقابزرگ، الذريعة؛ استوري، چ. ا.، ادبيات فارسى،
ترجمه به روسى: يو. ا. برگل، ترجمة يحيى آرينپور و ديگران، تحرير احمد
منزوي، تهران، ١٣٦٢ش؛ ايزدگشسب، اسدالله، شمسالتواريخ، به كوشش عبدالباقى
ايزد گشسب، تهران، ١٣٤٥ش؛ بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران، تهران،
١٣٥١ش؛ بدايع نگار، مهدي، «ابيات و قطعات و مطايبات»، در حاشية بدايع
الاسرار (هم)؛ همو، بدايع الاسرار، تهران، ١٣٣٢ق؛ همو، بدايع المواليد، به
كوشش على ملهمى، تهران، ١٣٠٤ش؛ همو، خيرالكلام، به كوشش على ملهمى،
تهران، ١٣٦٠ق/١٣١٩ش؛ همو، رياض المنجمين، تهران، ١٣٠١ق؛ خيابانى، على،
علماء معاصرين، به كوشش محمدباقر آقاخويى كلكتهچى، تهران، ١٣٦٦ق؛ مدرس،
محمدعلى، ريحانة الادب، تهران، ١٣٦٩ش؛ مرسلوند، حسن، زندگىنامة رجال و
مشاهير ايران، تهران، ١٣٦٩ش؛ مشار، خانبابا، مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى،
تهران، ١٣٤٤ش؛ ملى، خطى؛ ممتحنالدولة شقاقى، مهدي خان و ميرزا هاشم خان،
رجال وزارت خارجه، به كوشش ايرج افشار، تهران، ١٣٦٥ش؛ منزوي، احمد،
فهرستوارة كتابهاي فارسى، تهران، ١٣٧٦- ١٣٧٨ش. ليلا پژوهنده